از بهترين پندها پرده از زشتى برافكندن است .
( و از آن پس آن را پوشيدن ) .
57
من علامة اللّوم سوء الجوار : بد همسايگى نشانهء ناكسى است .
58
من علامة الشّقآء الإساءة الى الأخيار با نيكان بدى كردن نشانهء بدبختى است .
59
من سوء الإختيار صحبة الأشرار : با بدان نشستن از بد برگزيدن است .
60
من اعظم الفجايع اضاعة الصّنايع : ضايع كردن نيكيها از بزرگترين بديها است .
61
من افحش الخيانة خيانة الودايع : خيانت بودايع و امانات ( خدا و خلق ) كردن از زشت ترين نوع خيانت است .
62
من اقبح اللّوم غيبة الأخيار : بدگوئى از نيكان كردن زشت ترين ناكسى است .
63
من اعظم الحمق مواخاة الفجّار : با بدكاران برادرى كردن بزرگترين ابلهى است .
64
من كنوز الأيمان الصّبر على المصائب بر گرفتاريها شكيبائى كردن از گنجهاى ايمان به خدا است .
65
من افضل الحزم الصّبر على النّوآئب : برترين دورانديشيها صبر بر گرفتاريها است .
66
من مهانة الكذب جوده باليمين لغير مستحلف : از خوارى دروغ سوگند خوردن است براى كسى كه سوگند نمى دهد .
67
من كمال النّعمة التّحلّى بالسّخآء و التّعفّف نعمت را كامل كردن خويشتن را بسخاوت و پاكدامنى آراستن است .
68
من المروّة غضّ الطّرف و مشى القصد : ديده از عيوب پوشيدن و به راه ميانه رفتن از مردانگى است .
69
من الكرم اصطناع المعروف و بذل الرّفد : نيكى را كار بستن و عطا را ( بدوستان ) بخشيدن از جوانمردى است ( الإرفاد الإعطاء )
70
من المروّة طاعة اللّه سبحانه و حسن التّقدير : فرمان خداى بزرگ را بردن و معيشت را اندازه درست گرفتن از مردانگى است .
71
من العقل مجانبة التّبذير و حسن التّدبير : از اسراف و تبذير دورى گزيدن و خوش تدبير بودن از خردمندى است .