1467
من لم يشكر النّعمة منع الزّيادة : هر كه سپاس نعمت را نگذارد فزونى آن نعمت از وى باز گرفته شود .
1468
من لم يهذّب نفسه فضحه سوء العبادة هر كه نفسش را پاكيزه نگرداند عادت زشت او را رسوا گرداند .
1469
من عذل سفيها فقد عرّض للسّبّ نفسه : هر كس نادانى را ملامت كند خودش را در معرض شنيدن دشنام در آورده است .
1470
من اثرك بنسبه فقد اثرك على نفسه هر كس تو را بر خويش و منسوب بخويش بگزيند البتهّ تو را به خودش هم خواهد گزيد .
1471
من ساء لفظه ساء حظهّ : هر كه بد گفتار باشد بد عيش است ( و زندگيش آلوده است ) .
1472
من اطلق طرفه اجتلب حتفه : هر كه چشم خويش را ( بسوى حرام و ناموس ديگران ) بگشايد مرگ را بسوى خود بكشاند .
1473
من اطلق لسانه ابان عن سخفه : هر كه زبانش را رها سازد هرزه درائى خويش را هويدا ساخته است .
1474
من وصلك و هو معدم خير ممّن جفاك و هو مكثر : هر كه با تو پيوند كند در صورتى كه او ندار باشد بهتر از كسى است كه از تو دورى كند و حال آنكه او دارا باشد .
1475
من استبدّ برأيه فقد خاطر و غرّر : هر كه برأى خودش استبداد ورزد ( و خود را از رأى ديگرى بى نياز داند ) خويش را بخطر و تباهى در افكند .
1476
من اطمئنّ قبل الاختبار ندم : هر كه پيش از آزمايش به ديگرى اطمينان پيدا كند پشيمان گردد .
1477
من ابرم سئم : هر كه در امورات سخت گيرى كند پشيمان و خسته خاطر شود .
1478
من حفظ التّجارب اصابت افعاله : هر كه تجربهها را نگه دارد و بموقع به كار بندد كارهايش درست از كار در آيد .
1479
من تجنّب الكذب صدقت اقواله : هر كه از دروغ دورى كند گفتارش همه راست باشد
1480
من كان له فى اللّئام حاجة فقد خذل : هر كه را در نزد ناكسان نيازى باشد البتهّ خوار خواهد شد .