فرستد آن را خواهد يافت .
1513
من احتاج اليك وجب اشفاقه عليك هر كه بسوى تو نيازى داشته باشد بر تو لازم است با وى مهربانى كنى .
1514
من رغب فى حياتك فقد تعلّق بحبالك : هر كس زندگى تو را آرزومند باشد چنگ برشتهء دامان تو زده است .
1515
من طال صبره جرح صدره : هر كه صبرش طولانى شود سينهاش تنگ گردد .
1516
من سكن الوفاء صدره امن النّاس غدره : وفا و دوستى در سينهء هر كس بار بگشايد مردم از بينوائيش ايمن مى گردند .
1517
من غرس فى نفسه محبّة انواع الطّعام جنى ثمار و فنون الأسقام : هر كه درخت دوستى خوراكهاى گوناگون را در نفسش بنشاند ميوههاى بيماريهاى گوناگون را بچيند .
1518
من اعان على مؤمن فقد برء من الأسلام هر كه ديگرى را بزيان مؤمنى يارى كند البتهّ از اسلام مسلمانى بدور است .
1519
من احسن الاعتبار استحقّ الاغتفار هر كه درست و نيكو ( از پيش آمدهاى روزگار ) عبرت گيرد سزاوار آمرزش گردد .
1520
من نظر به عين هواه افتتن و جار و عن نهج السّبيل زاغ و حار : هر كه بديدهء هواى نفسش بنگرد مفتون و سرگردان گردد و از راه راست برگردد و بگذرد .
1521
من متّ اليك بحرمة الأسلام فقد متّ اليك باوثق الأسباب : هر كه باحترام و عزّت اسلام به تو نزديك گردد البتهّ باستوارترين رشتهها به تو نزديك گرديده است
1522
من غرهّ السّراب تقطّعت له الأسباب سراب آب نماى جهان هر كه بفريبد اسباب چاره بر وى بريده شود ( و هلاك گردد ) .
1523
من اعتذر فقد استقال و اناب : آنكه پوزش طلبد البتهّ از گناه برگشته و توبه نموده است .
1524
من عكف اللّيل و النّهار فقد ادبّاه و ابلياه و الى المنايا ادنياه : روز و شب بر هر كه بگذرند البتهّ او را ادب كنند و فرسودهاش سازند و بسوى مرگ نزديكش نمايند .