تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣

1335

من لم يصدّق من اللّه سبحانه خوفه لم ينل منه الأمان : هر كه ترسش را از خداى سبحان راست و درست نياورد ( و در كردارش مشهود نباشد ) از خداوند بايمنى برسد .

1336

من لم يجمل قيلا لم يسمع جميلا : هر كه نيكو سخن نگويد پاسخ نيكو نشنود .

1337

من لم يداو شهوته بالتّرك لها لم يزل عليلا : هر كه شهوتش را به ترك شهوت مداوا نكند هميشه دردمند است ( خواه شهوت جسمى باشد خواه قلبى ) .

1338

من لم يصلح على اختياره اللّه سبحانه لم يصلح اختياره لنفسه : هر كه خود را در خور آن نگرداند كه خداوند سبحان او را برگزيند سزاوار نيست كه او خود را بر كشد ( و از ديگران برتر داند ) .

1339

من لم يصلح على ادب اللّه سبحانه لم يصلح على ادب نفسه : هر كه شايستهء دين و ادب خداوند سبحان نگردد شايستهء ادب و روش خويش نشود ( و متخلّص باخلاق انسانى نباشد ) .

1340

من لم يكن له عقل يزينه لم ينبل : هر كه عقلى كه او را بيارايد نداشته باشد راست رو و بزرگوار نگردد .

1341

من لم يصحب الأخلاص عمله لم يقبل : هر كه اخلاص و پاكى را با نيّتش همراه نگرداند عملش پذيرفته نشود .

1342

من لم ينصفك منه حياؤه لم ينصفك منه دينه : هر كه از روى شرمش با تو بانصاف رفتار نكند از روى دينش با تو به راه انصاف نرود .

1343

من لم يحسن خلقه لم ينتفع به قرينه هر كه خويش را نيكو نگرداند همنشينش از وى سودمند نگردد .

1344

من لم يكن لمن دونه لم ينل حاجته : هر كه براى زير دست خود ( آمادهء خدمت ) نباشد بحاجت خود دست نيابد .

1345

من لم يدار من فوقه لم يدرك بغيته : هر كه با بالا دست خويش مدارا و نرمى نكند به آرزويش نرسد ( چون با زبر دستان پنجه در افكند خود را خوار كردن است ) .

1346

من لم يعرف مضرّة الشّيء لم يقدر على