1357
من تسربل اثواب التّقى لم يبل سرباله هر كه جامههاى پرهيزكارى را در پوشد جامهاش كهنه شدنى نيست .
1358
من امّل ثواب الحسنى لم ينكّد آماله : هر كه ثواب خوبى را ( و فراوانى را در آخرت ) آرزومند است آرزوهاى خويش را گم نگرداند ( و در نيكوكارى كوشا باشد ) .
1359
من رخّص لنفسه ذهبت به فى مذاهب الظّلمة : هر كه نفس خويش را رها سازد ( و عنانش را از گناهان نگه ندارد ) نفس او را در كورهء راههاى تاريكى و گمراهى پرتاب نمايد .
1360
من داهن نفسه هجمت به على المعاصى المحرّمة : هر كه با نفس خويش مدارا كند ( و آن را رياضت ندهد ) نفس او را بسوى گناهان حرام بكشاند .
1361
من كان غرضه الباطل لم يدرك الحقّ و لو كان اشهر من الشّمس : هر كه در امورات قصد باطل داشته باشد حق را نيابد گو اين كه از آفتاب درخشان تر ( و بلندتر ) باشد .
1362
من كان مقصده الحقّ ادركه و لو كان كثير اللّبس : هر كه مقصدش حق باشد آن را بيابد گو اين كه پر اشتباه باشد ( چون بالأخره از راه اشتباه برگشته بحقّ خواهد پيوست ) .
1363
من لم يتدارك نفسه باصلاحها اعضل دوائه و اعيى شفائه و عدم الطّبيب : هر كه نفس خويش را براست و درست كردنش در نيابد ( و در كار اصلاحش اقدام ننمايد ) مداوا كردن آن نفس بر وى سخت گردد و در شفا دادنش برنج افتد و طبيب را گم نمايد .
1364
من قصّر فى العمل ابتلاه اللّه سبحانه بالهمّ و لا حاجة للهّ سبحانه فيمن ليس له فى نفسه و ماله نصيب : هر كه در كار براى آخرت كوتاهى كند خداوند سبحان او را دچار اندوه سازد و خداوند به آن كس كه در مال و جانش براى خدا بهرهء نيست نيازى ندارد ( و شايد او را به خود واگذار نمايد ) .
1365
من طال حزنه على نفسه فى الدّنيا اقرهّ اللّه عينه يوم القيامة و احلهّ دار المقامة : هر كه در دنيا بر نفس خويش اندوه بسيار خورد ( كه چرا عمر را برايگان از كف دادم و برگ