تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
هر كه خويش درشت باشد نيازمند اطراف و حواشى او را فرو گيرد ( و تنها ماند ) .

919

من تلن حاشيته يستدمّ من فوقه المحبّة هر كه با اطرافيان خوش خوئى و نرمى كند محبّت از بالاى سرش ( از جانب خدا ) بر وى دائما مىبارد .

920

من استقصى على صديقه انقطعت مودتّه : هر كه بر دوستش كنجكاوى روا دارد ( و از او بد گمان باشد ) دوستيش قطع و بريده شود .

921

من اطرح الحقد استراح قلبه و لبهّ هر كه كينه و بد انديشى را بيفكند عقل و قلبش آسوده گردند .

922

من استقصى على نفسه امن استقصاء غيره عليه : هر كه خود را مورد كنجكاوى قرار دهد ( و عيوب خويش را بررسى نمايد ) ايمن از بررسى ديگرى بر خودش مىباشد .

923

من لم ياس على الماضى و لم يفرح بالأتى فقد اخذ الزّهد بطرفيه : هر كه افسوس گذشته را نخورد و به آينده شادمان نگردد البتهّ چنين كسى دو طرف زهد را گرفته است .

924

من شكر من النّعم عليه فقد كافاه : هر كه شكر نعمتهائى كه بر او وارد مىشود بجاى آرد البتهّ حقّ نعمت را گذارده است .

925

من قابل الإحسان بافضل منه فقد جازاه : هر كه نيكى را ببالاتر از آن برابر سازد البتهّ پاداش آن را داده است .

926

من تسرّع الى الشّهوات تسرّعت الى الأفات : هر كه بسوى شهوتها شتاب كرد آفتها و رنجها بسويش شتاب كرد .

927

من ترقّب الموت سارع الى الخيرات هر كه مرگ را منتظر باشد بسوى خوبيها بشتابد ( و بتدارك كار برخيزد ) .

928

من اشتاق الى الجنّة سلا عن الشّهوات هر كه آرزومند بهشت باشد خود را از شهوات كنار كشد و نگه دارد .

929

من اشفق من النّار اجتنب المحرّمات هر كه از آتش دوزخ بترسد از حرامها كناره گيرد .

930

من احبّ الدّار الباقية لهى عن الّلذّات هر كه مشتاق سراى پايدار آخرت باشد خود را از لذّتها ( ى جهان ناپايدار ) غافل سازد .

931

من اشعر قلبه التّقوى فاز عمله : هر كه لباس تقوى را بدش بپوشد به عمل خود برسد
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 666 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي