تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
دارد به خودش ستم كرده است .

880

من كشف ضرهّ للنّاس عذّب نفسه : هر كه گرفتارى خود را نزد مردم آشكار سازد خودش را عذاب كرده است .

881

من ركب الأهوال اكتسب الأموال : هر كه مركب سختيها را سوار گردد ( و خدا هم مقدّر فرموده باشد ) دارائيها را بدست مى آورد .

882

من اكمل الأفضال بذل النّوافل قبل السّؤال : هر كه بخواهد فضلها را كامل كند بايد بخششهايش پيش از درخواست كردن باشد .

883

من كتم الأطبّاء مرضه خان بدنه : هر كه دردش را از طبيبان پنهان سازد به تنش خيانت كرده است ( و آنكه امراض روحيش را از طبيب روحانى پنهان مىكند خيانت كارتر است چون مرض قلب مهمّتر از مرض بدن است ) .

884

من عوّد نفسه المراء صار ديدنه : هر كه نفس خود را به ستيزه خوئى بار آورد آن كار پيشهء او گردد .

885

من اسدى معروفا الى غير اهله ظلم معروفه : هر كه نيكى را به غير اهلش برساند به نيكى خود ستم كرده است .

886

من وثق بغرور الدّنيا امن مخوفه : هر كه بغرور جهان اطمينان پيدا كند البتهّ از مراكز خوف جهان خود را ايمن داشته است ( و از مهالك آن غافل نشسته است در صورتى كه نبايد چنين باشد ) .

887

من اعطى فى غير الحقوق فقد قصّر عن الحقوق : هر كه در غير حقوق حقهّء الهى بذل و بخشش كند البتهّ در اداء حقوق الهى كوتاهى كرده است .

888

من لم يتعاهد موادده فقد ضيّع الصّديق هر كه عهد دوستانش را نگه ندارد البتهّ دوست را تباه ساخته است .

889

من كثر غضبه لم يعرف رضاه : هر كه خوشنودى مرد پر خشم شناخته نگردد ( و اغلب از فرط خشم و غضب حرف حسابى خود را ناحساب كند ) .

890

من وادّك لأمر ولىّ عند انقضائه : هر كه براى كارى تو را دوست داشته باشد آن كار كه تمام شد او نيز دست از دوستى بكشد .

891

من قلّ عقله كثر هزله : هر كه عقلش كم باشد هزل و سبكيش بسيار است .

892

من اخذ نفسه صان قدره و حمد