( و مقام متّقين را نائل شود ) .
932
من ساء خلقه ملهّ اهله : اهل بيت مرد بدخو از او بيزار مى گردند ( تا چه رسد به ديگران ) .
933
من استطال الى النّاس سلب القدرة هر كه بر مردم تعدّى و تجاوز روا دارد قدرت از وى سلب گردد .
934
من عفّ خفّ وزره و عظم عند اللّه قدره : هر كه پاكدامن باشد بار گناهش سبك است و نزد خداوند رتبهاش بزرگ است .
935
من جرى فى ميدان امله عثر باجله : هر كه در ميدان آرزويش بتازد با مرگ خود بسر در آيد .
936
من سعى لدار اقامته خلص عمله و كثر وجله : هر كه براى سراى ماندن و اقامتش بكوشد عملش را خالص گذارد و ترسش از خدا بسيار باشد .
937
من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه : هر كه نعمتهاى خدا بر وى بسيار گردد نيازمنديهاى مردم بر وى بسيار گردد ( و او بايد با تمام قوا برفع نيازمنديهاى مردم بكوشد ) .
938
من زاد علمه على عقله كان و بالا عليه : هر كه علمش بر عقلش بچربد آن علم بر وى و بال و گرفتارى است ( چه بسيار از علما كه عقلشان كافى نبود و مليونها بشر را براى سالهاى بسيار بنده و بردهء اجانب ساختند و چه بسيار اشخاص عامى كه عاقل بودند ملل بزرگى را از خطرات نجات دادند پس اين فرمايش حضرت يكى از بزرگترين حكمتها بلكه در شمار معجزات است ) .
939
من كثر حرصه كثر شقائه : هر كه حرصش بيشتر بدبختيش بيشتر است .
940
من كثر مناه طال عناؤه : هر كه آرزويش بيش رنجش درازتر است .
941
من صوّر الموت بين عينيه هان امر الدّنيا عليه : هر كه مرگ را بين دو چشمش مجسّم سازد كار جهان بر وى آسان گردد .
942
من كرم دينه عنده هانت الدّنيا عليه هر كه دينش پيشش گرامى باشد دنيا ( با همه سختيها ) بر وى آسان باشد .
943
من ظلم نفسه كان لغيره اظلم : هر كه بر خود ستم كند البتهّ بر ديگرى ستمكارتر است .
944
من اشتغل به غير المهمّ ضيّع الأهمّ : هر كه بكارى