تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
بى اهميّت پردازد ( و همه بفكر دنيا باشد آخرت ) مهمّ را تباه سازد .

945

من اسرف فى طلب الدّنيا مات فقيرا هر كه در دنيا طلبى زياده روى كند فقير و نادار خواهد مرد ( براى آنكه بيشتر عمرش را در آن راه صرف مىكند و دستش از اعمال صالحه خالى مى ماند ) .

946

من كان عند نفسه عظيما كان عند اللّه حقيرا : هر كه در پيش خودش خود را بزرگ پندارد پيش خدا خوار خواهد بود .

947

من احتجت اليه هنت عليه : نيازمند هر كس باشى نزدش خوارى .

948

من صبر على طاعة اللّه سبحانه عوضّه اللّه سبحانه خيرا ممّا صبر عليه : هر كه بر طاعت خداوند سبحان صبر كند خداوند چيزى و سزائى بهتر از آنچه كه بر آن صبر كرده است بوى خواهد داد .

949

من كتم مكنون دائه عجز طبيبه عن شفائه هر كه درد درونى خود را پنهان دارد طبيب را از شفا دادنش در مانده سازد .

950

من رفع بلا كفاية وضع بلا جناية : هر كه كسى را بدون استحقاق و كفايتى بر كشد بدون اين كه گناهى از آن شخص سر زند او را به زمين خواهد زد ( و انسان خوب است روى كفايت و شخصيّت خودش بالا رود تا كسى او را پائين آوردن نتواند ) .

951

من خاف سلطانه بطل امانه : هر كه از سلطان زمانش بترسد امنيّتش و دل آسودگيش از بين برود .

952

من كثر احسانه كثر خدمه و اعوانه هر كه نيكيش بيشتر خدمتكاران و يارانش بيشتراند .

953

من استهان فى الأمانة وقع فى الخيانة هر كه امانت را خوار دارد در خيانت كارى واقع گردد .

954

من وقف عند قدره اكرمه النّاس : هر كه نزد قدر و اندازهء خود بايستد ( و رتبهء خود را بشناسد ) مردم گراميش دارند .

955

من تعدّى حدهّ اهانه النّاس : هر كه از حدّ و اندازهء خودش تجاوز كند مردم خوارش دارند .

956

من انف من عمله اضطرهّ ذلك الى عمل خير منه : هر كه كار خويش را نه پسندد ( و در پى آن باشد كه آن را كامل تر سازد ) اين كار ناچار او را وادار بكارى بهتر از آن نمايد .

957

من اغلظك بقبح السفّه فعظه بحسن