الحلم عنه : هر كه با زشتى نادانى با تو درشتى آغازد تو با خوبى حلم و بردبارى او را پند بده و موعظه كن .
958
من صلح مع اللّه سبحانه لم يفسد مع احد : هر كه با خداوند تعالى به صلح و سازش باشد با هيچكس فساد ننمايد .
959
من فسد مع اللّه لم يصلح مع احد : هر كه با خداوند تعالى بفساد و تباهى باشد با هيچ كس به صلح و سازش نباشد .
960
من استنكف مع ابويه فقد خالف الرّشد هر كه از فرمان پدر و مادرش سر به پيچد البتهّ رشد و هدايت را مخالفت كرده است .
961
من جهل نفسه كان بغيره اجهل : هر كه در بارهء خودش نادان باشد البتهّ به غير خودش نادان تر باشد .
962
من بخل على نفسه كان على غيره ابخل هر كه بر نفس خويش بخيل باشد البتهّ بر ديگرى بخيل تر است .
963
من زهد فى الدّنيا استهان بالمصائب هر كه در دنيا زهد ورزد گرفتاريها را خوار گيرد .
964
من شرفت نفسه نزّهها عن ذلّة المطالب هر كه رتبهء خويش را شريف داند خود را از خوارى در خواستها پاكيزه و بر كنار دارد .
965
من عرف نفسه لم يهنها بالفانيات : هر كه نفس خود را بشناسد آن را بچيزهاى فانى شدنى خوار نسازد ( و باعمال صالحه كه در آخرت باقى اند پردازد ) .
966
من خاف العقاب انصرف عن السّيّئات هر كه از كيفر گناه بترسد از گناهان خوددارى نمايد
967
من اتّبع نفسه فيما لا ينفعه وقع فيما يضرهّ : هر كه پيروى كند نفس خويش را در چيزى كه سودى برايش نداشته باشد در چيزى واقع خواهد شد كه برايش زيان داشته باشد ( انسان وقتى كه بدنبال شهوت و دنيا رفت از خير آخرت دستش كوتاه خواهد ماند ) .
968
من بذل برهّ اشتهر ذكره : هر كه نيكى و خير خود را بر مردم ايثار نمايد نامش مشهور گردد .
969
من قرب برهّ بعد صيته و ذكره : هر كه نيكى و خيرش را بمردم نزديك سازد اسم و آوازهء خويش را بدور دست برساند .
970
من اشتغل بالفضول فاته من مهمهّ