797
من تسخّط للمقدور حلّ به المحذور : هر كه بر مقدّرات الهى خشمگين باشد محذورات و ناپسندها بر وى فرود آيد .
798
من حسن ظنهّ فاز بالجنّة : هر كه باطنش خوب باشد به بهشت خواهد رفت ( چون نيّتش اين است تا زنده است خدا را عبادت كند ) .
799
من زاد شبعه كظتّه البطنة : هر كه سيرى و پرخوريش را بيفزايد پرى شكم او را برنج افكند و راه تنفّس را تنگ سازد .
800
من كظتّه البطنة حجبته عن الفطنة : پرى شكم هر كس را برنج در افكند او را از فطانت و زيركى باز دارد ( و چشم هوشش را كور سازد ) .
801
من اطاع اللّه عزّ نصره : هر كه خداى را اطاعت كند خداوند ياريش را عزيز گرداند ( و توانايش سازد )
802
من لزم القناعة زال فقره : هر كه قناعت را همراه گردد فقرش بر طرف شود ( چون بكم مى سازد و دست در يوزكى بر در اين و آن نمى برد ) .
803
من قلّ اكله صفا فكره : هر كه خوراكش كم باشد فكرش روشن است .
804
من اعتزل حسنت زهادته : هر كه گوشه گيرد ( و دامن از فتن درپيچد ) زهدش نيكو گردد
805
من تورّع حسنت عبادته : هر كه پارسائى را پيشهء خود سازد عبادتش نيكو گردد .
806
من دارى النّاس امن مكرهم : هر كه با مردم نرمى و مدارا كند از مكر مردم ايمن خواهد بود .
807
من اعتزل النّاس سلم من شرّهم : هر كه خود را از مردم كنار كشد از بديشان سالم خواهد بود .
808
من رضى بالمقدورة قوى يقينه : هر كه بهر چه مقدّر شده است راضى باشد يقينش استوار است .
809
من زهد فى الدّنيا حسن دينه : هر كه در دنيا زهد را پيشهء خويش سازد دينش نيكو است .
810
من الهم العصمة امن الزّلل : هر كه پاكدامنى و خويشتن دارى از گناه را ملهم گردد از لغزشها بر كنار خواهد ماند .
811
من امدهّ التّوفيق احسن العمل : هر كه توفيق يار و مددكارش باشد عمل را خوب خواهد گذارد .
812
من تجبّر حقرّه اللّه و وضعه : هر كه گردنكشى كند خداوند او را خوار و واگذار كند .
813
من تواضع عظمّه اللّه سبحانه و رفعه هر كه فروتنى كند خداوند سبحان بزرگش كند و او را