748
من كثر جميله اجمع النّاس على تفضيله هر كه نيكيش بسيار است همه مردم بر فضل و فزونى وى معترفند .
749
من كثر انصافه تشاهدت النّفوس بتعديله : هر كه انصافش بيشتر است مردم همگان بعدالتش گواهى مى دهند .
750
من قلّ طعامه قلّت آلامه : هر كه خوراكش كمتر رنجهايش كمتر است .
751
من كثر عدله حمدت اياّمه : هر كه عدلش بيشتر روزگارش ستودهتر است .
752
من قلّ كلامه بطن عيبه : هر كه سخنش كم است عيبش پنهان است .
753
من كثر احتراسه سلم عيبه : هر كه خود نگهداريش بسيار است سالم از عيب است .
754
من امّر عليه لسانه قضى بحتفه : هر كه زبانش بر وى حكومت داشته باشد زبان بهلاكش فرمان راند .
755
من اطاع غضبه تعجّل تلفه : هر كه خشمش را فرمانبرد در نابودى خودش شتاب كرده است .
756
من اتّقى اللّه فاز و غنى : هر كه از خدا بترسد پيروز و بى نياز گردد .
757
من اطاع اللّه سبحانه عزّ و قوى : هر كه خداى را فرمانبرد ارجمند و نيرومند گردد .
758
من قال بما لا ينبغي يسمع ما لا يشتهى : هر كه چيزى كه سزاوار نيست بگويد چيزى كه دوست ندارد بشنود .
759
من احسن افعاله اعرب عن وفور عقله هر كه كردارش نيك است فراوانى عقل خود را هويدا ساخته است .
760
من سدّد مقاله برهن عن غزارة فضله هر كه سخنش را درست و استوار دارد فزونى فضلش را آشكار ساخته است .
761
من كثرت عوارفه ابان عن كثرة نبله هر كه دانشها و معارفش بسيار باشد از بسيارى بزرگيش حكايت مى نمايد .
762
من امن بالاخرة اعرض عن الدّنيا : هر كه ايمان بآخرت داشته باشد از دنيا كناره مى گيرد ( و عشق مال و جاه را از دل بيرون مىكند ) .
763
من ايقن بما يبقى زهد فيما يفنى : هر كه بدانچه كه باقى است يقين داشته باشد در آنچه