تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
سخت زيرا انسان از همه جاز بى خبر به كار خود مشغول ناگاه مى بيند از اشخاصى كه ابدا بخاطرش خطور نمى كرد نقشه‌هائى عليه او ترسيم گرديده است كه اساس و بنياد زندگانى چندين ساله‌اش مورد مخاطره قرار مى گيرد خدايا خودت ما را از شرّ اين مردم كه از هر درنده و گزنده خطرناكترند حفظ فرماى و در پناه خود بدار بالنّبىّ و آله ) .

717

من رضى بالدّنيا فاتته الأخرة : هر كه به دنيا خورسندى دهد آخرت را از دست داده است .

718

من استغفر اللّه سبحانه اصاب المغفرة : هر كه از خداوند سبحان آمرزش خواهد بآمرزش برسد .

719

من اطاع اللّه سبحانه لم يشق ابدا : هر كه فرمانبر خداوند سبحان باشد هيچگاه سختى نه بيند ( چون سختى هم كه مى بيند از خدا مى بيند و آن را با خوشى استقبال مىكند ) .

720

من ابصر عيب نفسه لم يعب احدا : هر كه عيب خودش را بنگرد عيب روى هيچكس نگذارد .

721

من اعجب بفعله اصيب بعقله : هر كه از كار خودش خوشش آيد مصيبتى بعقلش خواهد رسيد ( و لا اقل عقلش متوقّف خواهد ماند ) .

722

من قوّم لسانه زان عقله : هر كه زبان و سخن خود را استوار دارد ( و در معنى ) عقل خود را سنجيده است .

723

من اعجبه قوله فقد غرب عقله : هر كه سخنش او را بشگفتى بدارد البتهّ از عقل خود دورى گزيده است .

724

من كثر اعجابه قلّ صوابه : هر كه خوش آمدنش از خودش بسيار باشد راستى او بسى كم است .

725

من طال عمره فجع باعزتّه و احباّئه : هر كه عمرش طولانى شود بمرگ دوستان و عزيزانش دردناك و ماتمدار گردد .

726

من كثر وقاره كثرت جلالته : هر كه وقارش بسيار باشد بزرگيش بسيار است .

727

من كثر ظلمه كثرت ندامته : هر كه ستمكاريش بيش پشيمانيش بيش است .

728

من ركب العجل اصابه الزّلل : هر كه بر اسب شتاب سوار گردد و لغزش او را دريابد .

729

من اغترّ بالمهل اغتصّ بالأجل : هر كه مغرور و بمهلت و دورهء عمر گردد اجل غصهّ‌دارش سازد .

730

من عقل كثر اعتباره : هر كه خردمند باشد پند پذيرفتنش بسيار است .