تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤

586

من اصطنع جاهلا برهن عن وفور عقله هر كه نادانى را به نكوكارى دارد فراوانى عقلش را آشكار ساخته است .

587

من صحب الأشرار لم يسلم : هر كه با بدان نشيند سالم نماند .

588

من الحّ فى السّؤال ابرم : هر كه اصرار در سؤال كند بر وى سخت گرفته شود .

589

من تعلّم العلم للعمل به لم يوحشه فساده هر كه علم را براى عمل كردن بياموزد فساد عمل او را بسوى فساد نكشاند .

590

من عمل بالعلم بلغ بغيته من العلم و مراده : هر كه بعلمش عمل كند بوسيلهء علم بمراد و آرزويش برسد .

591

من اجهد نفسه فى صلاحها سعد : هر كه نفسش را به كار اصلاح نفسش بدارد نيكبخت شود .

592

من اهمل نفسه فى لذّاتها شقى و بعد : هر كه نفس خويش را در چراگاه لذّات سر دهد بدبخت و از خدا بدور گردد .

593

من امر بالمعروف شدّ ظهور المؤمنين هر كه امر بمعروف و خوبى كند پشتهاى مؤمنين را استوار گرداند .

594

من نهى عن المنكر ارغم انوف الفاسقين هر كه نهى از منكر و زشتى كند دماغ فاسقين را به خاك مالد .

595

من ظلم عباد اللّه كان اللّه خصمه دون عباده : هر كه بر بندگان خداى ستم راند دشمنش خدا است نه بندگانش ( و بايستى فرداى قيامت جواب خداى توانا را بدهد ) .

596

من يكن اللّه خصمه دحض حجتّه و يعذبّه فى دنياه و معاده : هر خصم هر كس باشد حجّتش را باطل سازد و در دنيا و آخرتش بعذابش گرفتار نمايد .

597

من استقلّ من الدّنيا استكثر ممّا يؤمنه هر كه ( بهرهء ) دنياى خود را كم گيرد ( و در پى افزونى آن بر آيد ) چيزهائى را كه سبب خوارى او است بسيار خواهد كرد .

598

من استكثر من الدّنيا استكثر ممّا يوبقه : هر كه از دنيا طلب زيادتى كند از چيزهائى كه باعث هلاكت او است زياد خواسته است .

599

من توكّل على اللّه غنى عن عباده : هر كه توكّل بر خدا كند از بندگانش بى نياز گردد .