تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠

533

من لم يتفضّل لم ينل : هر كه فضل و جود نداشته باشد ( بدرجات عاليه نرسد و شايد لم ينبل باشد يعنى ببزرگوار نرسد ) .

534

من تسلّى عن المسلوب كان لم يسلب : هر كه تسلّى دهد خود را از آنچه كه از وى ربوده شده است ( يا اين كه در اثر پيش آدمهاى زيانى متوجّهش نگرديده است

535

من صبر على البليّة كان لم ينكب : هر كه بر گرفتارى شكيب ورزد گويا گرفتار نشده است .

536

من لم ينجد الحقّ اهلكه الباطل : هر كه را حق نرهاند ناحق نابودش سازد .

537

من لم يفده العلم اضلهّ الجهل : هر كه را علم فائده نرساند ( و هدايتش نكند ) جهل و نادانى گمراهش سازد .

538

من لم يسس نفسه اضاعها : هر كه نفس خود را سياست نكند نفس او را تباه سازد .

539

من لم يشكر النّعمة عوقب بزوالها : هر كه نعمت را سپاس نگذارد به از بين رفتن آن نعمت سزا داده شود .

540

من لم ينجد الصّبر اهلكه الجزع : آنكه را كه صبر و شكيب نرهاند بيتابى از پايش در اندازد .

541

من لم يصلحه الورع افسده الطّمع : پارسائى اگر كس را درست نگرداند طمع تباهش سازد .

542

من لم يتعرّض للنّوائب تعرّضت له النّوآئب : هر كه با گرفتارى معارضه و مبارزه ننمايد گرفتاريها با وى در افتند و بوى تعرّض كنند ( انسان وقتى پاى هر پيش آمدى آسان بايستد پيروز در آيد ) .

543

من راقب العواقب امن المعاطب : هر كه پايان پيش آمدها را مراقب باشد از هلاكتها ايمن نشيند .

544

من لم يعط قاعدا لم يعط قائما : هر كس را نشسته چيزى ندهند ايستاده هم داده نشود .

545

من لم يعط قاعدا منع قائما : هر كه را در حال نشستگى چيزى ندهند به حال ايستادگى نيز از وى باز گرفته آيد ( قسمت خدا هر چه هست همان است بكشش و كوشش دگرگون شدنى نيست ) .

546

من لم تقومّه الكرامة قومّته الإهانة آنكه كرامت و بزرگوارى راستش نسازد خوارى و پستى درستش سازد ( كنايه از اين كه چنين كسى به راستى و درستى ناكس است ) .

547

من لم يصلحه حسن المداراة يصلحه
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 640 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي