خود را به پسندد خواهد لغزيد .
178
من اطاع امره جلّ امره : هر كه ( خداوند ) فرمانده خود را فرمان برد كارش بالا گيرد .
179
من عصى اللّه ذلّ قدره : هر كه خدا را نافرمانى كند رتبه و جاهش پست و خوار گردد .
180
من كثر كلامه زلّ : هر كه پر گو باشد خواهد لغزيد .
181
من كثر تعصبّه ملّ : هر كس تعصّب و حميّتش بسيار باشد ( زود از پيش آمدها ) ملول مى گردد .
182
من اتّقى اللّه وقاه : هر كه از خدا بترسد خدا نگهداريش كند .
183
من توكّل على اللّه كفاه : هر كه توكّل بر خدا كند خدا كفايتش كند ( و بديها را از وى بگرداند ) .
184
من اعتصم باللهّ نجاه : هر كس بر خدا پناه برد خدا نجاتش دهد .
185
من استنصحك اللّه فلا تغشهّ : هر كه از تو طلب پند و نصيحت كند با وى بد مينديش ( و پندش ده )
186
من وعظك فلا توحشه : هر كس تو را موعظه كند او را از خود مرنجان ( بلكه از وى سپاسگذارى كن ) .
187
من عرف اللّه توحّد : هر كه خدا را بشناسد او را يگانه داند
188
من عرف نفسه تجرّد : هر كه خود را بشناسد ( مثل اينست كه خدا را شناخته است و از كفر و شرك ) مجرّد و خالص گردد .
189
من عرف النّاس تفرّد : هر كه مردم را بشناسد خود را از آنها كنار كشد .
190
من عرف الدّنيا تزهّد : هر كه دنيا را بشناسد زهد را پيشهء خويش گيرد .
191
من غدر شانه غدره : هر كه مكر كند مكرش معيوبش سازد .
192
من مكر حاق به مكره : هر كه مكر كند مكرش در بارهء خودش جارى گردد ( كه من حفرا بئرا اوقعه اللّه فيه ) .
193
من جار اهلكه جوره : هر كس ستم كند ستمش هلاكش سازد .
194
من ظلم ذمّ به ظلمه : هر كس ستمكارى كند همان ستمش باعث نكوهش گردد .
195
من جهل قلّ اعتباره : هر كه نادان افتد اعتبارش كم شود ( و نزد مردم بى آبرو است ) .
196
من عجل كثر عثاره : شتابكار لغزشش بسيار است .