و صبر بر حقوق از دست رفته مشكل ) .
19
لنا على النّاس حقّ الطّاعة و الولاية و لهم من اللّه حسن الجزاء : ما را بر گردن مردم حقّ اطاعت كردن و دوست داشتن است و آنها را هم از خدا پاداش نيكو گرفتن .
20
لأهل الاعتبار تضرب الأمثال : داستانها ( ى امم و تواريخ گذشتگان ) براى پند گيرندگان زده مىشود .
21
لأهل الفهم تصرّف الأقوال : براى اهل فهم و دانش سخنها زير و رو كرده مىشود ( تا آنها با غور و دقّت در آنها مطالب را درك كنند ) .
22
لسان المرائى جميل و فى قلبه داء دخيل خودنما زبانش نيك و شيرين و در دلش دردى است .
كارى ( كه نمى خواهد آن درد را در ديگرى وارد كند ) .
23
لزوم الكريم على الهوان خير من صحبة اللّئيم على الإحسان : با جوانمرد بودن و با خوارى زيستن خوشتر تا بالئيم و ناكس در خوشگذرانى بسر بردن .
24
لقاح الأيمان تلاوة القرآن : خواندن قرآن آبستن كنندهء ايمان است ( و از خواندن قرآن ايمان در زايش و فزونى است .
25
لسانك يستدعيك ما عودّته و نفسك تقتضيك ما الفّته : زبانت تو را به آن چه كه او را عادت دادهء وامى دارد و نفست آنچه را تو به آن پيوند كردهء از تو مى خواهد ( پس چه بهتر كه انسان نفس را بفرمان بردارى خدا عادت دهد ) .
26
لقاء اهل المعرفة عمارة القلوب و مستفاد الحكمة : ديدار خداشناسان آباد كنندهء دلها ( ى خراب ) و سود رساننده حكمت است ( مر نادان را ) .
27
لسان الحال اصدق من لسان المقال : زبان حال انسان ( در امورات ) از زبان گفتار راستگوتر است .
28
لسان البرّ يأبى سفه الجهّال : زبان نيكى از سبكى نادان جلوگيرى مىكند .
29
لذّة الكرام فى الإطعام و لذّة اللّئام فى الطّعام : جوانمردان و كريمان در خوراندن لذّت براند و ناكسان در خوردن .
الفصل السابع و السبعون حرف الميم بلفظ من
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام