تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
بداشتن خردها و عقلها بر مردم داده شود چارپايان و نادان نمى توانستند زندگى كنند .

40

لو عمل اللّه فى خلقه بعلمه ما احتجّ عليهم بالرّسل : اگر خداوند مى خواست با علمش با بندگانش رفتار كند بوسيلهء پيمبرانش حجّت را به آنها تمام نمى كرد ( بلكه با همان علمش آنان را مشمول ثواب و عقاب قرار مى داد و از اين جمله چنين استنباط مىشود كه جزاى خالق نسبت بمخلوق چه چيز چه شرّ پس از عمل است و اين جمله در غرر الحكم نيست از جاى ديگر نقل شد ) .

41

لو بقيت الدّنيا على احد لم تصل الى من هى فى يديه : اگر بنا بود دنيا براى كسى باقى بماند به آن كس كه آن را در دست دارد نمى رسيد ( و از همان ازمنهء قديمه و در دست پادشاهان باقى مى ماند )

42

لو عقل المرء عقله لأحرز سرهّ ممّن افشاه اليه و لم يطّلع عليه احدا : اگر مرد عقل خود را در مى يافت و به كار مى بست و البتهّ رازش را از آن كس كه نزدش هويدا مى سازد نگه مى داشت و هيچكس را بر آن آگهى نمى داد ( و لكن افسوس كه انسان عقلش را به كار نمى بندد و مى كشد آنچه كه مى كشد ) .
الفصل السادس و السبعون حرف اللام بلفظ المطلق ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الّلام بلفظ المطلق قال عليه السّلام فصل هفتاد و ششم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف لام بلفظ مطلق آن حضرت فرمود

1

لسان العاقل وراء قلبه : زبان مرد عاقل پشت دلش مىباشد ( اوّل مى سنجد بعد مى گويد ) .

2

لسان الجاهل مفتاح حتفه : زبان نادان كليد مرگش مىباشد ( و با يك سخن گفتن خود را بكشتن مىدهد ) .

3

لسان العلم الصّدق : راستى زبان و بيان اهل دانش است .

4

لسان الجهل الخرق : ابلهى زبان و بيان نادانى است .

5

لسانك يقتضيك ما عودّته : زبانت را بهر چه كه عادتش داده همان را براى تو مى خواهد

6

لسان الصّدق خير للمرء من المال