تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
[ 224 ] م - در صورتى كه ثابت نيست كه رابغ محاذى جحفه است احرام از آن جايز نيست . ( 1 ) [ 225 ] م - كسى كه در غير ماه‌هاى حج به مكه رفته و عمرهء مفرده به جا آورده و در مكه مانده تا ماه‌هاى حج براى احرام عمرهء تمتع بايد به يكى از مواقيت پنجگانه معروفه برود و نمىتواند از تنعيم محرم شود . ( 2 ) [ 226 ] م - كسانى كه براى عمرهء مفرده به مكه مشرف مىشوند و بايد به يكى از مواقيت معروفه بروند ، نمىتوانند بدون احرام از ميقات تجاوز كنند و در صورت تجاوز ، واجب است ( 3 ) به ميقات برگردند و از آنجا محرم شوند . و اگر كسى نتوانست برگردد هر جا كه هست محرم شود . ( 4 ) [ 227 ] م - اگر شخص در مكه باشد و بخواهد عمرهء تمتع به جا آورد و به عللى از رفتن به
شرح
مواقيت را مىدهد رجاء محرم شود ، و تلبيه بگويد و بعد در هر جا كه احتمال محاذات مىدهد تجديد نيّت كند و تلبيه را تكرار نمايد تا يقين كند كه در محاذات به ميقات احرام بسته است . آية الله خامنه اى ، آية الله مكارم : ظن حاصل از گفته اهل اطلاع كافى است . آية الله خوئى ، آية الله تبريزى : و يا اين كه آنها ثقه باشند و مستندشان اخبار عرف محل باشد . نظر ساير آيات عظام در مسأله 206 گذشت . ( 1 ) آيات عظام خوئى ، تبريزى ، سيستانى : احرام از رابغ با نذر صحيح است به اعتبار اين كه رابغ قبل از جحفه است . ( 2 ) آية الله سيستانى : به احتياط واجب حتى اگر حج تمتّع استحبابى باشد . آية الله صانعى : بنا بر احتياط بايد به يكى از مواقيت پنجگانه معروفه برود و نمىتواند از تنعيم محرم شود هر چند اكتفا به ادنى الحل براى او خالى از قوت نمىباشد چون مواقيت ميقات كسى است كه از آنها يا محاذى آن عبور مىكند نه آن كه موضوعيّت داشته و شرط صحت . ( 3 ) آية الله بهجت : عبور از ميقات بدون احرام جايز نيست ، و در صورت تجاوز احرام از ادنى الحل براى قاصد عمره مفرده كافى است . آية الله صانعى : مگر آن كه وارد حرم شده باشد كه در اين صورت كفايه ادنى الحل خالى از قوّت نمىباشد چون ادنى الحل در عمرهء مفرده نسبت به عابر از مواقيت ميقاتى است امام و جلوى آن . ( 4 ) تفصيل نظر آيات عظام در اين مسأله در ذيل مسأله 210 و 215 و 222 گذشت . آية الله خامنه اى : واجب است برگردد و از همان ميقاتى كه از آن عبور كرده است محرم شود چه ميقات ديگرى در جلو باشد يا نه .
مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 120 | السيد الخميني