1171
ألتّقوى حرز لمن عمل بها پرهيزكارى پناه است براى كسى كه آن را كار بندد .
1172
ألشرّه جامع لمساوى العيوب آزمندى مركز گرد آمدن عيبهاى زشت است .
1173
الإنصاف يؤلّف القلوب دادگرى دلها را بهم پيوند مىدهد .
1174
الحرص موقع فى كثير العيوب حرص و آز افكندهء در بسيارى از بدى هاست
1175
الكبر مصيدة إبليس العظمى تكبّر عظيمترين دام ابليس است
1176
الحسد مقنصة إبليس الكبرى رشكبرى بزرگترين دام شيطان است
1177
الوعد مرض و البرء إنجازه با كسى پيمان نهادن بمنزلهء بيماريست و رستن از آن بيمارى بجا آوردن عهد و پيمان است .
1178
الإحسان ذخر و الكريم من حازه نيكوئى با مردم گنجى است و جوانمرد بخشنده آن را نگهدارنده است .
1179
الارتقاء إلى الفضائل صعب منج بسوى نيكيها بالا رفتن و بكمالات اخلاقى آراسته شدن دشوار نجات بخش است . و صعب : شترى را گويند كه رام نباشد . و مراد آنست كه بالا رفتن بسوى فضائل اخلاقى و آراسته شدن بكمالات انسانى و طىّ مراتب ترقى سخت و دشوار است همچون شترى كه رام نباشد زيرا سعى بى اندازه و گذشت از بسيارى از علائق را لازم دارد و با وجود اين باعث نجات خواهد بود .
1180
الانحطاط الى الرّذائل سهل مرد : فرو افتادن در رذائل اخلاقى آسان هلاك كننده است
1181
المحسن من صدّق أقواله أفعاله نيكوكار كسى است كه گفتارش را كردار و رفتارش درست بدارد .
1182
ألكيّس من عرف نفسه و أخلص أعماله : زيرك كسى است كه خودشناس باشد و كردارش را خاصّ خداى گذارد
1183
إظهار الغنى من الشّكر دارائى را آشكار ساختن نوعى از سپاس است .
1184
إظهار التّباؤس يجلب الفقر اظهار ندارى نمودن فقر را جلب مىكند .
1185
المعين على الطّاعة خير الأصحاب آنكه بر فرمان خداى بردن انسان را يارى مىكند بهترين ياران است .
1186
الفرص تمرّ مرّ السّحاب فرصتها همچون ابر درگذرند ( از آنها حدّاكثر استفاده را ببريد )
1187
الغيبة قوت كلاب النّار بدگوئى از مردم خوراك سگهاى جهنّم است .