1210
إذاعة سرّ أودعته غدر فاش كردن رازى كه بتواش سپردهاند خيانت است .
1211
ألشرّه أسّ كلّ شرّ آزمندى ريشه هر شرّى است
1212
ألعفّة رأس كلّ خير پاكدامنى و كنار كشيدن از محرّمات الهى ريشهء همهء خوبيها است .
1213
المواعظ شفاء لمن عمل بها پندها براى آنكه پند پذير است دارو ( ى درد ) است .
1214
الأمانة فضيلة لمن أدّاها امانت براى ادا كنندهء آن فضيلتى است .
1215
ألسّامع للغيبة كالمغتاب غيبت شنو همچون غيبت كن است .
1216
المصيبة بالصّبر أعظم المصائب بالاترين مصيبات مصيبت بى صبرى است .
1217
ألدّهر موكّل بتشتيت الألّاف روزگار بپراكندگى پيوندها گمارده شده است .
1218
الأمور المنتظمة يفسدها الخلاف مخالفت كارهاى با سرو سامان را سر هم مى ريزد .
1219
ألتّجمّل من أخلاق المؤمنين آراسته شدن از خوهاى اهل ايمان است
1220
ألتّكلّف من أخلاق المنافقين وانمود آراسته شدن از خوهاى منافقان است
1221
الجدل فى الدّين يفسد اليقين مجادله در دين يقين را از بين مى برد .
1222
ألنّاس أبناء ما يحسنون مردم فرزندان آنچه كه خوب دانست و بجاى آوردهاند
1223
ألصّاحب كالرّقعة فاتخّذه مشاكلا يار چون پينهء جامه است پس او را همرنگ انتخاب كن
1224
ألرّفيق كالصّديق فاختره موافقا همراه مانند دوست است او را با خود سازگار گير .
1225
الكذب يؤدّى إلى النّفاق دروغ كار را بدوروئى مى كشاند .
1226
ألشرّه من مساوى الأخلاق آزمندى از خوهاى زشت است .
1227
إعجاب المرء بنفسه حمق ابلهى است كه شخص از خودش خوشش آيد .
1228
الإفراط فى المزح خرق ابلهى است كه انسان در مزاح اندازه نگه ندارد .
1229
الحلم نور جوهره العقل بردبارى نوريست كه گوهر آن خرد است .
1230
ألسّخاء عنوان المروّة و النّبل بخشندگى نشانهء مردانگى و بزرگوارى است .
1231
ألصّواب من فروع الرّويّة راست روى از