1142
الباطل يزلّ براكبه باطل سوارش را مى لغزاند و مى افكند
1143
ألظّلم يردى صاحبه ستم صاحبش را هلاك مىكند
1144
الكرم حسن الاصطبار جوانمردى نيكو شكيب ورزيدنست
1145
الحزم شدّة الاستظهار دور انديشى پشت ( هر كارى ) را استوار ساختن است .
1146
ألتّجربة تثمر الاعتبار بار درخت آزمايش پند گرفتن است
1147
ألعزّ إدراك الانتصار ارجمندى بيار نيك دست يافتن است
1148
القناعة رأس الغنى ريشهء توانگرى قناعت است .
1149
الورع أساس التّقوى بنياد كار پرهيزكارى پارسائيست
1150
الحرص يزرى بالمروّة آزمندى مردانگى را معيوب مى سازد
1151
الملل يفسد الأخوّة آزرده نمودن برادرى را تباه مى سازد
1152
العزلة حسن التّقوى گوشهگيرى از مردم زيور پرهيزكاريست
1153
ألدّنيا غنيمة الحمقى جهان بهره و بخشش گولان است
1154
الحليم من احتمل إخوانه بردبار كسى است كه ما برادران خود سازگار باشد
1155
الكاظم من أمات أضغانه فرو خورندهء خشم كسيست كه كينهها را در سينهاش بكشد .
1156
العاقل من أحرز أمره خردمند كسى است كه كارش را دريابد
1157
الجاهل من جهل قدره نادان كسى است كه جاه خود را نشناسد
1158
ألصّدق صلاح كلّ شيء راستى اصلاح كنندهء هر چيزى است
1159
الكذب فساد كلّ شيء دروغ تباه كنندهء هر چيزى است
1160
الموت يأتي على كلّ حىّ مرگ بر هر زندهء وارد مىشود
1161
ألصّدق ينجيك و إن خفته راستى تو را مى رهاند اگر چه از آن بيمناك باشى ( هيچگاه از راستى مترس و دروغ را بر آن ترجيح مده )
1162
الكذب يرديك و إن أمنته دروغ تو را هلاك مىكند اگر چه از آن ايمن باشى ( لكن دروغ مصلحت آميز نيز به از راست فتنهانگيز است ) .
1163
ألتّزهّد يؤدّى إلى الزّهد بروش زاهدان رفتن انسان را بسوى زهد حقيقى مى كشاند .
1164
الاعتبار يقود إلى الرّشد پند پذيرفتن شخص را بسوى هدايت مى كشد .
1165
ألسّعادة ما أفضت إلى الفوز نيكبختى آنست كه برستگارى مى رساند
1166
القناعة تؤدّى إلى العزّ قناعت شخص را بسوى ارجمندى مى برد .
1167
العالم حىّ و إن كان ميّتا دانشمند زنده است گو اين كه مرده باشد .
1168
الجاهل ميّت و إن كان حيّا نادان مرده است گو اين كه زنده باشد .
1169
المواعظ كهف لمن وعاها پندها براى نگهدارندهاش پناه است
1170
الأمانة فوز لمن رعاها امانت دارى پيروزمندى است براى كسى كه نگهش دارد .