تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦

1109

ألسّاعات تنقّص الأعمار ساعات و دمها كوتاه كنندهء عمراند

1110

ألظّلم يدمرّ الدّيار ستمكارى خراب كنندهء خانه‌هاست

1111

ألتّوبة يستنزل الرّحمة بازگشت به خدا فرود آرنده مهر و رحمت خدا است

1112

الإصرار يجلب النّقمة پافشارى بر گناه فرود آرنده خشم و سطوت خدا است .

1113

ألطّاعة تستدرّ المثوبة فرمان خدا بردن پاداش را بر سر انسان فرو مى ريزد

1114

المعصية تجلب العقوبة نافرمانى خدا كردن كيفر حق را كشنده است

1115

الغيبة جهد العاجز ناتوان منتها درجهء كوشش بدگوئى است

1116

ألجنّة مال الفائز بهشت پايان كار كامروا است .

1117

البشاشة حبالة المودّة خوشروئى كمند دوستى است

1118

الإنصاف يستديم المحبّة دادگسترى دوستى را پايدار مى دارد

1119

الحزم بإجالة الرّأى دور انديشى بگردش و كار انداختن انديشه است .

1120

أللّجاج يفسد الرّأى ستيزه‌خوئى انديشه را تباه مىكند

1121

العجز يطمع الأعداء بيچارگى دشمن را در انسان بطمع مى افكند

1122

ألخلاف يهدم الأراء مخالفت انديشه‌ها را نابود مى سازد

1123

ألرّأى بتحصين الأسرار انديشه درست بنگهدارى رازها است

1124

الإذاعة شيمة الأغيار افشاى اسرار روش بيگانگان است

1125

إضاعة الفرصة غصّة فرصت را از دست دادن سبب تنگ دلى است .

1126

أوقات السّرور خلسة دمهائى كه بشادمانى بر مى آيد زود گذر است ( و انسان براى شادى دمى نبايد گرفتارى دائمى براى خود بيندوزد ) .

1127

الغالب بالشّرّ مغلوب آنكه بناحق غالب گردد مغلوب است

1128

المحارب للحقّ محروب آنكه با حق به حال جنگ است غارت كرده شده است .

1129

القلب مصحف الفكر دل نامه انديشه است ( انديشه‌ها نخست در مغز و سپس در دل منعكس گردند )

1130

ألنّعم تدوم بالشّكر نعمتها با سپاسگزارى پايداراند

1131

ألولايات مضامير الرّجال حكمرانيها ميدان جولان دادن مردانند

1132

الأعمال تسقيم بالعمّال پايدارى كارها به كار پردازان است

1133

اليأس يعزّ الأسير نااميدى از مردم اسير را ارجمند مى دارد

1134

ألطّمع يذلّ الأمير طمع امير را خوار مى سازد .

1135

ألسّخاء يكسب الحمد بخشش ستايش را بدست آرد

1136

العفو يوجب المجد گذشت از گناه پديد آرنده بزرگيست

1137

الإمامة نظام الأمّة پيشوائى كار مردم را سر و سامان است

1138

ألطّاعة تعظيم الإمامة فرمان خدا بردن پيشوا را بزرگ داشتن است

1139

ألدّنيا دار المحنة جهان جايگاه رنج و محن است .

1140

الهوى مطيّة الفتنة آرزو مركب فتنه و آشوب است

1141

العفو أحسن الانتصار گذشت از گناه بهترين يار گرفتن است