هر كار نيكى كه پيش كردهء بيش كن و اندوهت را بر آنچه كه از تو فوت شده است از ان بسيار گردان .
122
استخر و لا تتخيّر فكم من تخيّر امرا كان هلاكه فيه : از خدا خير بخواه و خود مختار مباش اى بسا كه اختيار كرده است آن چه را كه هلاكت وى در او است
123
استعمل مع عدوّك مراقبة الإمكان و انتهاز الفرصة تظفر : در كار كيفر از دشمنت چشم به راه وقت و بانتظار بدست آوردن فرصت باش پيروز مى شوى .
124
أنعم تشكر و أرهب تحذر و لا تمازح فتحقر انعام كن سپاس گذارده شوى بترس بر كنار باش مزاح مكن كه خوار مى گردى .
125
أذكر عند الظّلم عدل اللّه فيك و عند القدرة قدرة اللّه عليك : بگاه بيدادگرى داد خداى را به ياد آر و بهنگام توانائى توانائى خدا را بر خودت متذكّر باش
126
اضرب خادمك إذا عصى اللّه و اعف عنه إذا عصاك : خدمتكارت اگر خدا را نافرمانى كرد بزن و اگر تو را نافرمانى كرد بگذر .
127
اصبر على عمل لا بدّ لك من ثوابه و عن عمل لا صبر لك على عقابه : بر دو كار صبر كن يكى كارى كه ناگزير از ثواب ديگر كارى كه ناتوان از تحمل عقاب آنى ( آن را بگذار و اين را واگذار ) .
128
اعمل عمل من يعلم أنّ اللّه مجازيه بإساءته و إحسانه : كار كن كار كردن كسى كه ميداند ( و يقين دارد ) كه خدا كار بد و نيكش را پاداش مىدهد
129
الزم الصّدق و إن خفت ضرهّ فإنهّ خير لك من الكذب المرجوّ نفعه : راستى را به كار بند گو اين كه از زيانش بترسى چرا كه آن براى تو بهتر از دروغى است كه اميد سودش را داشته باشى
130
أستر العورة ما استطعت يستر اللّه سبحانه منك ما تحبّ ستره : تا مى توانى عيب پوش ديگران باش تا خداوند پاك عيبى كه پوشاندن آن دلخواه تو است از تو بپوشاند .
131
اغتنم صنايع الإحسان و ارع ذمم الأخوان كارهاى نيك را غنيمت بشمار و پيمان با برادران را نگهدارى كن .
132
أشعر قلبك التّقوى و خالف الهوى تغلب الشّيطان : زيرپوش تقوا را بدلت در پوش و هوا را مخالفت كن شيطان را درهم مى شكنى .
133
اطرح عنك واردات الهموم بعزائم الصّبر