تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و حسن اليقين : بدستياريها و نيروهاى صبر و خوش يقينى اندوههائى كه بر تو وارد مىشود از خود دور كن

134

أحبب فى اللّه من يجاهدك على صلاح دين و يكسبك حسن اليقين : بخاطر خدا دوست بدار كسى را كه براى اصلاح دين با تو نبرد مىكند و تو را يقين نيك و درست مى آموزد .

135

إتّق اللّه بعض التّقى و إن قلّ و اجعل بينك و بينه سترا و إن رقّ : از خداى بترس برخى ترسيدن اگر چه كم باشد و بين خود و خدايت پرده قرار بده اگر چه نازك باشد .

136

الزم الحقّ ينزّلك منازل أهل الحقّ يوم لا يقضى إلّا بالحقّ : ملازم حقّ باش تو را بجايگاه مردان حق مى رساند در روزى كه جز به حق حكم نشود

137

ألن كنفك و تواضع للهّ يرفعك : نرم جانب باش و براى خدا افتادگى كن تا بلندت كند .

138

ازهد فى الدّنيا يبصّرك اللّه عيوبها و لا تغفل فلست بمغفول عنك : از دنيا كنار كش تا خدا زشتيهاى دنيا را به تو نشان دهد و از خدا غافل مباش كه از تو غافل نيستند .

139

اكظم الغيظ عند الغضب و تجاوز مع الدّولة تكن لك العاقبة : بهنگام خشم خشم را فرو خور و با بودن جاه و دستگاه از گناه اشخاص بگذر تا پايان كارت به نيكى كشد .

140

أقل العثرة و ادرا ألحدّ و تجاوز عمّا لم يصرّح لك به : در گذر از لغزش و دفع كن حدّ را شايد مقصود آن باشد : كه به يافتن شبههء حد شرعى را از او بر طرف ساز ، كه : تدرء الحدود بالشّبهات ) و گذشت كن از آنچه نزد تو به آن إقرار صريح نشده است

141

احتجب عن الغضب بالحلم و غضّ عن الوهم بالفهم : از خشم به پشت پرده بردبارى نهان شو و با ديدهء فهم از پندار و گمان چشم پوشى كن

142

املك عليك هواك و شحّ بنفسك عمّا لا يحلّ لك فإنّ الشّحّ بالنّفس حقيقة الكرم هواى نفست را بفرمان آر و از هر چه كه برايت حلال نيست بنفس خويش بخيل باش ( و آن را بجاى مى آور ) زيرا ريشهء جوانمردى و كرم بخل ورزيدن بر نفس خويش است

143

أعط النّاس من عفوك و صفحك مثل ما تحبّ أن يعطيك اللّه سبحانه و على عفو فلا تندم : از گذشت و گذاشت خويش بمردم ببخش بدانسانكه از خداوند پاك چشم گذشت دارى و بر گذشت از گناه كسى پشيمان مشو .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 116 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي