تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
كرد . در لحظات بيمانند درخشندگى عقل و انديشهء رسا ، چنان رنگهاى درخشان عدالت جهانى در برابر چشمان على « ع » آشكار مى گردد كه اگر شما در برابر آن قرار گيريد از اين عقل و انديشه در شگفت مىشويد . آيا پسر ابو طالب چنان كه با زبان اين عدالت سخن مى گويد ، با زبان دانشمندان معاصر - لحظه‌اى كه اين حقيقت را بيان مىكند - سخن نمى گويد : « هر كه اخلاق خود را فاسد ساخت خودش را در شكنجه قرار داده است » آيا او با اين دو زبان سخن نمى گويد آن گاه كه مى گويد : « كسى كه در شك و ترديد قرار دارد ، نزديك است بگويد دريابيد مرا » يا آن گاه كه مى گويد : « خود را از هر گونه زبونى و پستى گرامى دار هر چند ترا به آرزوها نايل گرداند ، زيرا هرگز در برابر آنچه از خودت صرف مى كنى عوض نخواهى گرفت . » امثال اين سخنان خيلى زياد است . جملات شگفت انگيز زير از همين قبيل است : « مرگ انسان به گناهان ، بيشتر از مرگ او به فرارسيدن پايان زندگى است » . « دروغگو مردانگى ندارد و با حسد راحتى نيست و با انتقام برترى وجود ندارد و درستى در ترك مشورت نخواهد بود » . « هرگاه كسى خصلت خوبى داشت امثال آن را انتظار داشته باشيد » . آرى على « ع » درك كرده بود كه جهان هستى از وحدت و عدالت برخوردار است و در اين دو حال ، ثابت و برقرار مى باشد ، و جهان هستى است كه نيروى حساب ، و قدرت كيفر و پاداش را