راههاى سنت ها ترك مى گردد : به خواستههاى نفسانى عمل مىشود و احكام تعطيل مى گردد و بيماريهاى افراد فراوان مىشود ، هيچكس براى حق عظيمى كه تعطيل شده و باطل بزرگى كه انجام مىشود احساس نگرانى نمى كند . اينجاست كه نيكوكاران خوار و بدكاران عزيز مى گردند و مسئوليت هاى بندگان نسبت به خدا زياد مىشود » اينجا من توجه شما را به دقتى كه بر زبان على « ع » در روابط عمومى بزرگ ، بين عناصر حكومت به عمل آمده جلب ميكنم ، آن گاه شما را به ارتباط دقيقى كه ميان اعمال پسنديدهى ثمربخش و ثبوت اين عناصر بر اساس حقيقت ، حكمفرماست توجه مى دهم . اين همان حقيقتى است كه از درستى و پايدارى و عدالت تشكيل يافته و آسمانها و زمين بر اساس آن برقرار شده است . على « ع » درك كرده بود كه اين جهان عظيم هستى بر اساس تعاون و اشتراك قرار گرفته است ، از اين رو وقتى باد به شدت مى وزد شاخهها را بطور شديد حركت مىدهد و هنگامى كه از جا مى پرد درختان را كنده و ريشههاى آن را به لرزه درمى آورد ، و آن گاه كه آهسته و آرام بر سطح زمين جارى مىشود صفحات آب به وزش آن مست ميشوند و همه چيز در زير آن به آرامش مى گرايد .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٧
هامش
( 1 ) - يعنى اگر حق تعطيل شود مردم احساس نگرانى نمى كنند ، زيرا به كارهاى باطل عادت كرده و حقوق لازم را تعطيل نمودهاند و در كارها سستى مى كنند .