تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
آن افسرده و هوايش طوفانى و اطراف آسمانش گرفته و عبوس مىشود ، به زمستان گاهى كه آسمان آن رعدى و به سبب برقها پريشان است و باران هاى آن سيل آسا سرازير مىشود و ابرهايش به حدى مى پيچد كه آثار آسمان و زمين را مى پوشاند ، به بهار هنگامى كه جهان را به صورت كرانه‌هاى مرطوب و نهرهاى فراوان و زيبا و باغهاى رنگارنگ مى گسترد ، نگاهى كوتاه به اينها كافى است او را مطمئن كند كه اين طبيعت و حالات آن ، قانون و اسرارى دارد كه هر كدام تحت قواى مدركه‌ى كه انسان قرار گرفته و بر مقياس صحيحى استوار است . آرى ، نظرى كوتاه و آزمايشى به طبيعت و جهان هستى ، كافى است انسان را دلالت كند بر اين كه اين اسرار و قوانين ، به تمام معنى درست و پايدار و عادل هستند و منطق آنها بر اساس اين صفات استوار است ، و تنها صفات مزبور است كه وجود جهان عظيم هستى را تصديق مىكند پسر ابو طالب چنين نظرى به جهان هستى افكند و اسرار وجود را - كه عبارت از درستى ، پايدارى و عدالت بود - بطور مستقيم درك كرد . آن گاه آنچه ديده بود و به آن پى برده بود او را تكان داد و در خون او جارى گرديد و در وجودش راه يافت و از روى انديشه و احساس به صورت ندائى رسا در آمد و لب هايش به اين جمله حركت كرد : « آگاه باشيد ، آسمانها و زمين بر اساس حق به پا شده‌اند » . اگر شما بخواهيد