تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
انديشه‌ى پيرمرد را از دلاورى جوان بيشتر دوست دارم . به حضرت گفتند : خردمند را براى ما توصيف كن ، فرمود : خردمند كسى است كه چيزها را به جاى خود مى گذارد ، سپس به وى گفتند : نادان را براى ما توصيف كن ، فرمود : توصيف كردم . اگر كار كسى بر شما مشتبه گرديد به همنشينانش نظر كنيد . هنگامى كه تو پشت ميكنى و مرگ روى مى آورد ، چه زود ملاقات فرا مى رسد . كسى كه دورى سفر را بخاطر بياورد آماده مى گردد . نفس كشيدن آدمى ، گامهاى او بسوى مرگ است . بسا يك خوراك كه جلوى خوراكها را مى گيرد . مخالفت ، انديشه را ويران مىكند . كسى كه پيرو ندارد انديشه ندارد . هنگامى كه شنيد خوارج مى گويند : « حكم مخصوص خداوند است » فرمود : سخن حقى است كه بوسيلهء آن باطل را اراده مى كنند كسى كه به چيزى جاهل باشد از آن عيب مى گيرد . مردم دشمن مجهولات خود هستند . كسى كه چوبش نرم باشد شاخه‌هايش فراوان است . خوابى كه بر اساس يقين باشد بهتر است از نمازى كه در حال ترديد باشد . يك دانشمند دينى از هزار عابد براى شيطان سخت تر است .