كسى كه كار ملتى را به عهده گرفت سزاوار است پيش از شروع به اصلاح جمعيت ، نخست خود را اصلاح كند و گر نه مانند كسى است كه مى خواهد سايهى چوب را پيش از راست كردن چوب ، راست كند شگفتا آيا خلافت به مصاحبت و خويشاوندى ( با پيامبر ) است بدبخت ترين زمامداران كسى است كه ملتش به وسيلهء او بدبخت شوند .
چه زشت است نيرنگ از زمامدار شخص بدخو لايق پيشوائى نيست .
اگر چوپان گرگ باشد ، چه كسى از گوسفند مراقبت مىكند هرگز در استخدام كارگردانان و حكمرانان خود ، وساطتى را جز وساطت كاردانى و امانت مپذير .
كسى كه اطرافيانش فاسد باشند مانند كسى است كه آب در گلويش گير كرده ، زيرا اگر چيزى غير از آب در گلويش گير كرده بود ، بوسيلهء آب فرو مى رفت دادگرى يك شكل و ستمگرى اشكال فراوانى دارد ، از اين رو ستمگرى آسان ، و جستجوى عدالت مشكل است . عدالت و ستمگرى مانند اصابت و خطا در تيراندازى است كه اصابت آن احتياج به تمرين دارد .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: جورج جرداق
ص٣١٤