دادگرى را بر دلاورى مقدم دار و جائى كه سخن گفتن مفيد است از عمل استفاده مكن .
بدترين مردم ، پيشواى گمراهى است كه ديگران بوسيلهء او گمراه مى شوند .
ستم ، پايان مدت زمامداران است .
عدالت زمامدار بهتر از بارورى زمان است .
كسى كه از او چيزى خواسته شده ، تا هنگامى كه وعده نداده آزاد است .
دلهاى رعيت ، خزانهء فرمانرواى آنها است ، همان عدالت يا ستمى كه در آن سپرده است خواهد يافت .
آگاه باشيد ، من با دو كس مى جنگم : كسى كه چيزى را كه ندارد ادعا كند و كسى كه چيزى را كه به عهدهى او است دريغ نمايد .
دست خدا با مهربانى بر سر حكمران قرار مى گيرد ، پس هنگامى كه ستم نمود خداوند او را به حال خودش واگذار مىكند .
در توصيف خداوند مى گويد : كوههاى آن ( زمين ) را از جا كنده و پراكنده مى سازد ، و از هيبت عظمت خداوند بعضى كوهها بعض ديگر را درهم مى كوبند سپاس خداوندى را كه آسمان و زمين ، آسمان و زمين ديگر را از او نمى پوشاند .
پيشوايان دادگر بايد خود را با عموم مردم بسنجند .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: جورج جرداق
ص٣١٥