تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بسا نزديكى كه از دور هم دور تر است و بسا دورى كه از نزديك هم نزديك تر است . غريب كسى است كه دوست ندارد . دوستى يك نوع خويشاوندى مورد بهره‌اى مىباشد . از دست دادن دوستان ، غربت است . از بزرگوارى مرد آن است كه بر گذشته زمانش بگريد و به وطن خود علاقمند باشد و برادران قديمى خود را نگاه دارد . طمع ، بردگى دائمى است . سقوط عقلها ، بيشتر زير درخشندگى هاى طمع ها است . بسا عقلى كه تحت فرمان تمايلات بى جا اسير است . اگر براى آنچه از دستت رفته بى تابى ميكنى ، پس براى آنچه به تو نرسيده نيز بى تابى كن . تمايلات بى جا ، مركب فتنه و فساد است . اگر ثروتمندى گردى ، تمام مردم با تو هستند و اگر تنگدست شوى بستگانت دست از تو برمى دارند . هرگاه دنيا به كسى روى آورد خوبيهاى ديگران را به او عاريه مىدهد و اگر به او پشت كند خوبى هايش را از او سلب مىكند . از دست رفتن حاجت ، بهتر از بردن حاجت نزد افراد نالايق است . سه كس مورد ترحم قرار مى گيرد : خردمندى كه او را نادان پندارند و ناتوانى كه در دست ستمگر نيرومندى گرفتار باشد و بزرگوارى كه