بسا نزديكى كه از دور هم دور تر است و بسا دورى كه از نزديك هم نزديك تر است . غريب كسى است كه دوست ندارد .
دوستى يك نوع خويشاوندى مورد بهرهاى مىباشد .
از دست دادن دوستان ، غربت است .
از بزرگوارى مرد آن است كه بر گذشته زمانش بگريد و به وطن خود علاقمند باشد و برادران قديمى خود را نگاه دارد .
طمع ، بردگى دائمى است .
سقوط عقلها ، بيشتر زير درخشندگى هاى طمع ها است .
بسا عقلى كه تحت فرمان تمايلات بى جا اسير است .
اگر براى آنچه از دستت رفته بى تابى ميكنى ، پس براى آنچه به تو نرسيده نيز بى تابى كن .
تمايلات بى جا ، مركب فتنه و فساد است .
اگر ثروتمندى گردى ، تمام مردم با تو هستند و اگر تنگدست شوى بستگانت دست از تو برمى دارند .
هرگاه دنيا به كسى روى آورد خوبيهاى ديگران را به او عاريه مىدهد و اگر به او پشت كند خوبى هايش را از او سلب مىكند .
از دست رفتن حاجت ، بهتر از بردن حاجت نزد افراد نالايق است .
سه كس مورد ترحم قرار مى گيرد : خردمندى كه او را نادان پندارند و ناتوانى كه در دست ستمگر نيرومندى گرفتار باشد و بزرگوارى كه
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٠٨