است .
كار نيك را براى تظاهر انجام مده و آن را از روى شرم ترك مكن .
كسى كه خوبى را از بدى نشناسد مانند حيوان است .
هرگز خداوند پاداش كسى را كه كار نيك كرده ضايع نمى كند .
خوبى و اهل آن را جستجو كنيد و بدانيد كه كنندهى خوبى ، بهتر از خوبى و كنندهء بدى ، بدتر از بدى است .
هيچ روزى بر پسر آدم نمى گذرد مگر آنكه به او مى گويد : من روزى جديد هستم و بر تو گواه مى باشم ، در من سخن نيك بگو و كار شايسته كن ، زيرا ديگر مرا براى هميشه نخواهى ديد در توصيف انسان با شرافت مى گويد : خوبيهاى زيادى در نظر مى گيرد و پارهاى از آنها را انجام مىدهد و نسبت به آنچه از دستش رفته افسوس مى خورد كه چرا انجام نداده است .
و نيز در بارهء انسان مى گويد : عدالت را ملازم خود قرار داده است .
حق را توصيف مىكند و بر طبق آن رفتار مى نمايد . براى كار نيك پايانى باقى نمى گذارد ، مگر آنكه آهنگ آن مىكند ، و گمان خوبى در چيزى نمى برد مگر آنكه آن را قصد مىكند .
با كندن بدى از سينهء خود ، بدى را از سينهء ديگران دور كن .
كسى كه كار زشت را نيكو بشمارد در آن شريك خواهد بود .
هرگاه خواستى سرشت كسى را بشناسى ، با او مشورت كن ، زيرا
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٩٩