تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

چه ديدم

على « ع » در سحرگاه روزى كه ضربت به او وارد شد ، فرمود : نشسته بودم ، خواب بر چشمم مسلط شد ، پيامبر خدا را در خواب ديدم ، گفتم : اى رسول خدا ، بسيار انحراف و دشمنى از امت تو ديدم فرمود : آنان را نفرين كن گفتم : خدا بجاى آنان بهترين افراد را به من بدهد و بجاى من بدترين كس را بر آنان بگمارد .

او را ببخشيد

على « ع » پيش از مرگ ، پس از آنكه ابن ملجم به او ضربت زد ، به عنوان وصيت چنين فرمود : من ديروز همنشين شما بودم و امروز براى شما عبرتى هستم و فردا از شما جدا مى شوم اگر زنده بمانم صاحب اختيار خون خود مى باشم ، و اگر بميرم مرگ من وعده‌ى من است ، و اگر ببخشم بخشش براى من نزديكى به خدا و براى شما ، نيكوكارى است ، پس ببخشيد

ستمديده

على « ع » در بارهء ستمهائى كه به او مى رسيده سخن مى گويد :