تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
از روزى كه خداوند جان پيامبرش را گرفت تا امروز پيوسته مظلوم بودم . پيش از ظهور اسلام نيز به من ستم مى شد . برادرم عقيل در بارهء برادرم جعفر مرتكب گناه مى شد و به من كتك مى زد

گاوهاى سه‌گانه

مناسب ديدم اين مثل را ذيلا نقل كنم ، زيرا آن از زيباترين مثلهاى عربى در بارهء حيوان محسوب مىشود ، بعلاوه اين نخستين مثلى است كه بعدها بوسيلهء « ابن مقفع » در كتاب معروف « كليله و دمنه » شيوع يافته است . مثل مزبور دعوت به اتحاد مىكند و از فتنه و آشوب بر حذر مى دارد . شگفت اينجاست كه اين مثل با اين كه منسوب به على « ع » است ولى در نهج البلاغه با اين همه چاپهاى گوناگون و اين همه توجهاتى كه به آن شده ، از آن سخنى به ميان نيامده و حتى كسانى كه نهج البلاغه را تكميل نموده و جمع آورى كرده‌اند متعرض آن نشده‌اند : سه گاو در بيشه‌اى زندگى مى كردند : يكى سفيد و ديگرى سياه و
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 291 | جورج جرداق / انصارى