رنگها برترى يافته است ، در حقيقت مانند شكوفههاى پراكندهاى است كه باران هاى بهار و آفتابهاى سوزان ، آن را تربيت نكرده است .
گاهى از پرهاى خود بيرون آمده و از لباس برهنه مى گردد ، پس پى درپى ، پرش ريخته و باز ، يكى پس از ديگرى مى رويد ، و پرهايش مانند برگهاى شاخهها مى ريزد ، آن گاه پشت سر هم مى رويد تا به صورت پيش از ريختن باز مى گردد : با رنگهاى پيش هيچگونه تفاوتى ندارد و هيچ رنگى در غير جاى خود قرار نمى گيرد .
اگر با دقت ، به موئى از موهاى پرش نگاه كنى ، سرخ گلى رنگ و گاهى سبز زبرجدى و زمانى زرد طلائى رنگ به تو مى نماياند . آيا زيركيهاى ژرف و عميق چگونه مىتواند آفرينش اين جيوان را دريابد آيا درك خردها چگونه به آن مى رسد و آيا سخنان وصف كنندگان چگونه آن را به نظم مى آورد در حالى كه كوچكترين اجزايش ، انديشهها را از درك آن و زبانها را از وصفش عاجز نموده است
آفرينش مورچه
امام « ع » در اين خطبه از آفرينش مورچه سخن مى گويد : به مورچه نگاه كنيد ، با كوچكى جثه و نازكى اندامش كه به گوشهء چشم ديده نمى شود و به انديشهء دقيق درك نمى گردد ، چگونه در مسير