تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

روزگار و مردم آن

در اين سخن زيبا دقت كنيد : هرگاه نيكوكارى ، روزگار و مردم آن را فرا گرفت ، سپس مردى نسبت به مردى كه بدنامى او آشكار نشده بدگمان شود به او ستم نموده است و هرگاه تباهكارى بر روزگار و اهلش حكومت يافت پس مردى نسبت به مردى خوش گمان باشد خود را در خطر قرار داده است

بسا روزه‌دارى كه . . .

على « ع » در بارهء نماز و روزه چنين مى گويد : بسا روزه‌دارى كه از روزه داشتنش جز گرسنگى چيزى ندارد ، و بسا نمازگزارى كه از ايستادنش جز بيدارى و رنج چيزى نمى ماند . چه خوبست خواب زيركان و افطار كردنشان

اصناف مردم

قسمتى از خطبه‌اى است كه امام « ع » در بارهء سرشت ناپاك مردم زمانش ايراد كرده است : اى مردم ، ما در روزگارى ستمگر و زمانى ناسپاس قرار گرفته‌ايم .