تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
كسى كه از خويشاوندان خود دست بكشد ، در حقيقت يك دست از آنها گرفته شده ، اما از او دستهاى زيادى گرفته شده است

سرشت انسان

على « ع » در زمينهء سرشت انسان چنين مى گويد : قلب آدمى داراى صفات پسنديده و صفات ناپسندى بر خلاف آنها مى باشد : اگر اميد ، به آن روى آورد طمع آن را خوار مى گرداند . و اگر طمع در آن به جوش آيد ، حرص نابودش مى سازد و اگر خشم براى آن پيش آيد تندى و غضب به آن سخت مى گيرد . و اگر خشنودى آن را خوشبخت كند خوددارى ( از زيانها ) را فراموش مىكند . و اگر ترس آن را فراگيرد دورى جستن ( از كار ) مشغولش مى دارد ، و اگر امنيت آن گسترش يابد غفلت آن را مى ربايد . و اگر مالى بدست آورد بى نيازى آن را به ناسپاسى مى كشاند . و اگر به مصيبتى دچار شود بى تابى رسوايش مىكند . و اگر فقر و تنگدستى آن را بگزد سختى و بلا گرفتارش مىكند . و اگر گرسنگى بر آن سخت گيرد ناتوانى آن را از پاى در مى آورد . و اگر سيرى آن از حد بگذرد پرى شكم آن را آزار مىدهد . پس هر كوتاهى در بارهء آن زيان آور و هر زياده‌روى نسبت به آن تباه كننده مى باشد