پيمانى بستى يا از جانب خود لباس امان بر او پوشاندى ، به پيمانت وفادار باش و امان خود را به درستى مراعات كن و خود را در برابر پيمانى كه بستهاى سپر قرار ده و به امان و پيمان خود خيانت مكن و دشمنت را فريب مده و پيمانى مبند كه انحراف و تأويل در آن راه داشته باشد ، و بعد از برقرارى و استوار ساختن پيمان بر سخن دو پهلو اعتماد مكن ، و سختى كارى كه عهد خدا را بايد در آن مراعات كنى تو را بدون حق به شكستن آن وادار نكند . هرگز با ريختن خون حرام ، حكومت خود را تقويت مكن ، زيرا اين از چيزهائى است كه حكومت را ضعيف و سست مى گرداند بلكه آن را از بين برده و ( به ديگرى ) انتقال مىدهد ، و تو در نزد خدا و نزد من در قتل عمدى هيچگونه عذرى نخواهى داشت بپرهيز از اين كه به احسان خود بر رعيت منت گذارى يا در كارى كه انجام دادهاى اظهار زيادى كنى يا اين كه به آنان وعدهاى بدهى و به وعدهء خود وفا نكنى ، زيرا منت گذاردن ، احسان را بى اثر مىكند و اظهار زيادى پرتو حق را از بين مى برد و وفا نكردن به وعده باعث خشم خدا و مردم مى گردد .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤٣
هامش
( 1 ) - منظور اين كه : اگر از ملتزم شدن به پيمان احساس نگرانى كردى ، براى گريز از آن به سخن دو پهلو اعتماد مكن بلكه آشكارترين راهها را به سود و زيان خود انتخاب كن .