در استوار ساختن صلاح كار شهرهاى خود و بپاداشتن آنچه مردم پيش از تو به پا داشتهاند ، بسيار با دانشمندان مذاكره و با خردمندان گفتگو كن . از سپاهيانت آن كس را كه براى خدا و پيامبرش و براى تو پند دهندهتر است و از همه پاكدل تر و بردبارتر مى باشد به كار بر گمار كسى كه دير بخشم آيد و از پوزش خشنود گردد و نسبت به ضعيفان مهربان باشد و بر زورمندان سخت گيرى و سربلندى نمايد ، كسى كه تندى ، او را تحريك نكند و ناتوانى ، او را از كار برننشاند . بهترين چيزى كه حكمرانان را خشنود مى سازد بپاداشتن عدل در شهرها و آشكار ساختن محبت رعيت است . البته محبت رعيت هنگامى آشكار مى گردد كه سينههاى آنان سالم باشد ، و نصيحت آنان هنگامى صحيح است كه حكمرانان را نگهدارى كنند و حكومتشان را سنگين نشمارند .
هامش
( 1 ) - حكمران فرمان دهد كه از سپاهيانش كسى به كار گماشته شود كه در برابر زورمندان و ثروتمندان و افراد متنفذ از خود سستى نشان ندهد بلكه بر آنها بزرگى و سخت گيرى كند تا آن را از ستم بر ضعيفان و بيچارگان و سادهلوحان باز دارد .
( 2 ) - منظور اين است كه آشكار ساختن محبت رعيت و درست بودن نصيحت آنان به همان اندازه است كه حكمرانانشان را محافظت مى كنند و بر بقاى آنان حريص هستند و مدت حكومتشان را سنگين نمى شمارند .