تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
پشتيبان ، حجت برقرار نمى شد و خدا با دانشمندان عهد نمى كرد كه به پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمديده راضى نگردند ، ريسمان خلافت را بر پشتش مى انداختم و آخر آن را به كاسه‌ى اولش سيراب مى كردم ، آن گاه در مى يافتيد كه اين دنياى شما نزد من ناچيزتر از عطسه‌ى بز ماده است .

نيرنگ بازان

على « ع » در بارهء مكر و حيله سخن مى گويد : وفا با راستى همراه است و من هيچ سپرى را نگهدارنده‌تر از آن نمى دانم . كسى كه ميداند باز گشتش چگونه است مكر نمى كند . ما در زمانى واقع شده‌ايم كه بيشتر مردم آن ، نيرنگ را زيركى تلقى كرده‌اند و افراد نادان ، آنان را به حسن انديشه نسبت مى دهند . راستى نيرنگ بازان چه سودى مى برند خدا آنان را بكشد بسا شخص زيرك و كاردان راه حيله را مىداند ليكن امر و نهى خدا مانع او مىشود و با وجود اين كه نيرنگ را ديده و توانائى آن را دارد آن را ترك مىكند ، اما كسى كه در دين باكى ندارد از اين فرصت استفاده مىكند .

هامش
( 1 ) - على « ع » مى گويد : مردم اين زمان نيرنگ را از زيركى و حسن انديشه مى دانند و اين گمانى بى جا است ، اما شخص زيرك و كاردان گاهى در رسيدن به هدف راه حيله - را ميداند ولى امر و نهى خدا او را از به كار بدن حيله باز مى دارد ، ازين رو با اين كه توانائى نيرنگ را دارد از ترس خدا و بازداشت در برابر او آن را ترك مىكند