. . . تا آنكه سومين نفر از آن گروه ( يعنى عثمان ) در حالى كه پهلوهاى خود را باد كرده بود به پا خاست و فرزندان پدرش با او همدست شدند و مانند شترى كه گياه بهار را مى خورد ، مال خدا را مى خورند ، تا بالاخره رفتارش كار او را ساخت و پرخوريش او را برو در انداخت . آن گاه چيزى مرا به وحشت نيانداخت مگر اين كه مردم از هر طرف بسوى من هجوم آوردند بطورى كه حسن و حسين پايمال گرديدند و دو طرف جامهام پاره شد و سرانجام مانند گلهء گوسفندى كه در جايگاه خود قرار گرفته است دور من اجتماع كردند . هنگامى كه من به كار خلافت مشغول شدم ، گروهى بيعت مرا شكستند و جمعى از دين خارج شدند و برخى انحراف يافتند گويا سخن خدا را نشنيدهاند كه مى گويد : « اين سراى آخرت را براى كسانى كه در زمين سركشى و فسادى نمى خواهند قرار مى دهيم و عاقبت براى پرهيزكاران است . آرى به خدا قسم آن را شنيده و بخاطر سپردهاند ليكن دنيا در نظر آنان زينت يافته و زيورش آنان را به خود جلب نموده است . آگاه باشيد ، قسم به آن كسى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر گروه ( بيعت كنندگان ) حاضر نمى شدند و به وجود
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٤
هامش
( 1 ) - كسانى كه نقض بيعت نمودند اصحاب جمل ، و گروهى كه از دين خارج شدند خوارج نهروان ، و انحراف يافتگان ، اصحاب صفين بودند .
( 2 ) - سورهء قصص آيهء 83 .