سوگند به خدا ، اگر هفت اقليم را با هر چه زير آسمانهاى آنها است به من بدهند كه خدا را در بارهء مورچهاى كه پوست جوى از آن بربايم نافرمانى كنم ، نخواهم كرد . راستى دنياى شما نزد من پست تر از برگى است كه در دهان ملخى قرار گرفته و آن را مى جود على را با نعمت فناپذير و لذت تمام شدنى چكار از خواب عقل ، و زشتى لغزش ها به خدا پناه مى بريم و از او كمك مى خواهيم .
بادهاى تند آن را نمى جنباند
سخنى از على « ع » كه در حكم خطبه است : من مانند كوه بودم كه بادهاى شكننده و تند آن را نمى جنباند و از جا نمى كند : هيچكس از من عيب و نقصى نگرفته است . ذليل نزد من عزيز است تا آن گاه كه حق او را بستانم و نيرومند نزد من ناتوان است تا وقتى كه حق را از او بگيرم
پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمديده
به قسمتى از خطبهء معروف شقشقيه توجه كنيد :