تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

درندگان وحشى هستند ، بعضى بر سر بعضى فرياد مى كشند ، نيرومند آنها ناتوانشان را مى خورد و بزرگشان بر كوچكشان پيروز مىشود . بدان اى پسرك من ، هر كس مركوبش شب و روز باشد ، هر چند ايستاده باشد او را مى برند و اگر چه در استراحت و آرامش باشد راه مى پيمايد . خويشتن را از هر پستى و فرومايگى گرامى دار هر چند ترا به آرزوهايت نائل گرداند ، زيرا تو هرگز در برابر آنچه از خود صرف مى كنى عوض نخواهى يافت ، و بندهء ديگرى مباش در حالى كه خدا ترا آزاد قرار داده است . آيا خيرى كه از راه شر مى رسد و گشايشى كه به سختى حاصل مى گردد چه خوبى دارد با نيكوكاران همنشين باش تا از آنان باشى و بدكاران را رها كن تا از آنها جدا باشى . حرام ، بد خوراكى است و ستم بر ناتوان زشت ترين ستم است . اگر برادرت از تو قطع كرد تو خود را بر پيوستگى با او وادار كن و اگر از تو اعراض كرد با او دوستى و مهربانى نما و اگر نسبت به تو بخل ورزيد به او بخشش كن و اگر از تو دورى كرد به او نزديك شو و اگر با تو سختى كرد با او نرم باش و اگر در باره‌ى تو گناهى مرتكب شد

هامش
( 1 ) - يعنى چيزى را كه مردم نيكو مى دانند و از طريق شر به آن نائل مى شوند چه خوبى دارد ، زيرا اگر راه آن شر است چگونه مى توان آن را خير ناميد