تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

معذورش دار آن چنان كه گويا او به تو بخشش كرده است . با كسى كه به تو درشتى كرده نرم باش زيرا به زودى نسبت به تو نرمى مىكند ، و دشمن خود را با نيكى و احسان مجازات كن ، و اگر خواستى از برادرت قطع كنى مقدارى از ارتباط خود را باقى بگذار تا اگر روزى از روزها خواست به آن باز گردد بتواند . و هر كس به تو گمان نيك برد گمانش را تصديق كن . و هرگز بخاطر اعتماد به آنچه ميان تو و برادرت مى باشد حق برادرت را ضايع مكن ، زيرا كسى كه حق او را تباه ساخته‌اى برادر تو نيست . و نبايد برادرت در بريدن از تو و بدى كردن ، نيرومندتر از تو در حفظ ارتباط و احسان باشد و پاداش كسى كه ترا شادمان ساخته آن نيست كه با او بدرفتارى كنى . چه زشت است فروتنى بهنگام نيازمندى ، و ستم بهنگام بى نيازى اگر نسبت به آنچه از دستت رفته نگران هستى پس نسبت به آنچه به تو نرسيده نگران باش . و به آنچه بوده بر آنچه نبوده استدلال كن زيرا امور مانند يكديگرند . و از كسانى مباش كه موعظه به آنان سود نمى رساند ، مگر هنگامى كه در آزردن آنان بكوشى .

هامش
( 1 ) - يعنى اگر برادرت اسباب قطع رابطه را فراهم كرد تو عوامل ارتباط را آماده كن تا محبت و دوستى غالب گردد ، و صحيح نيست كه برادرت در ايجاد عوامل قطع رابطه ، نيرومندتر از تو در ايجاد عوامل ارتباط باشد . اين رساترين سخن در زمينهء لزوم حفظ روابط اجتماعى است .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 218 | جورج جرداق / انصارى