براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند » . آرى اگر خوش بينى على « ع » به زيبائى حيات و قابليت مردم براى تكامل نبود هرگز على « ع » اين سخن را ايراد نمى كرد ، سخنى كه حاكى از علم او به انقلاب حيات است و خوش بينى او را نسبت به امكانات انسان تكامل يافته ، خلاصه مىكند ، سخنى كه روح تربيت صحيح را بطور خلاصه اعلان مىكند و هر نسلى را از قيود عرفى و عادى نسل سابق رهائى مى بخشد .
پسر ابو طالب در اين زمينه سخنان فراوانى دارد . نمونههاى زندهى زير كه عمل انسان را بعنوان يك حقيقت و انقلاب و خير توصيف مىكند ، از اين قبيل است : « كسى كه عملش او را كند گرداند خويشاونديش او را تند نخواهد ساخت » . « ارزش هر كسى به خوبى هاى او است » . « بدانيد مردم فرزندان كارهاى شايستهى خويش مى باشند » . « سود كار هر كس ويژهى خود اوست » .
على « ع » در ضمن بعضى از سخنانش انسان را وادار مىكند كه در عمل ، خواهان پيشرفت باشد و اگر از كم يا زياد محروم گرديد دست از كوشش برندارد ، زيرا وجود خيرانديش هرگز فرزندان خود را از آنچه استحقاق دارند محروم نمى كند و اگر محروم كند ، محروميت جزئى است نه كلى . علاوه بر اين گاهى آن محروميت در دومين بار عمل جبران مىشود . على « ع » مى گويد : « كسى كه در جستجوى چيزى بر آمد ، به آن چيز يا به بعض آن خواهد رسيد » . من تصور مى كنم خوانندهى محترم روح اين عبارت درخشان را درك كرده
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٦