تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
باشد كه خدا هم نتواند أو را منصرف سازد چنان كه اين معنى به بعضي از معتزله نسبت داده شده وواسطه بين اين دو آن است كه پروردگار بندگان را آزاد قرار داده لكن قدرت وتوانائى باز داشتن وصرف ايشان از آنچه مىخواهند اختيار كنند براي خدا محفوظ است وبعضي از روايات اين معنى را تأييد مىكند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) - يكى از مؤيدات روايتي است كه " شيخ أبو الفتح كراجكى " در كتاب " كنز الفوائد " نقل كرده وخلاصه‌اش به فارسي چنين است : " حسن بصرى " به امام " حسن مجتبى ( ع ) " نوشت شما بني هاشم كشتى هاى اقيانوس پيما وچراغهاى شام تار ونشان هاى هدايت وپيشوايانى هستيد كه هر كس شما را پيروى كند نجات يابد وهر كس به شما تمسك جويد از غرق در درياى گمراهى به ساحل نجات رسد فرزند پيغمبر راجع به قدر واستطاعت بين ما سخن بسيار مختلف شده است رأى وعقيدة خود وپدرانت را بما اعلام فرما چه علم شما فرزندان پيغمبر از منبع علم خدا سرچشمه گرفته وأو بر شما گواه وشما بر مردم گواهانيد والسلام . " امام مجتبى ( ع ) " در پاسخش مرقوم فرمود نامه‌ات كه هنگام حيرت خود وكساني كه گمان ميكنى از پيروان ما هستند نوشته بودى به من رسيد . چگونه شما بما برمىگرديد با اينكه به زبان وگفتار پيرو ما مىباشيد نه به عمل وكردار . وبدان كه اگر وظيفة من كه ناصح فرزند ناصح وامين مىباشم هدايت ورفع حيرت نبود از پاسخ خوددارى مىكردم . رأى وعقيدة من اينست كه هر كس كه در خير وشر وزشت وزيبا ايمان به قدر نداشته باشد كافر است . ( ودر نسخه تحف العقول جمله : ( وان الله يعلمه ) اضافه است . بنابراين معنى چنين مىشود : كسى كه ايمان به علم خدا در خير وشر نداشته باشد كافر است . وهر كس معاصي را به خدا نسبت دهد فاجر است . بندگان در طاعت خدا وهمچنين در معصيتش مغلوب ومقهور نيستند . خداوند ايشان را به حال خودشان بطورى كه خودش منعزل از سلطنت باشد واگذار نكرده ، بلكه مالك است چيزى را كه به آنان تمليك كرده وقادر است به آن چيزى كه قدرتش را به آنان عطا كرده است . پس اگر بندگان تصميم طاعت گيرند خداوند از طاعت جلوگيرى نكند واگر تصميم معصيت گيرند چنان كه خداوند بخواهد متنى بر آنان گذارد مانع از معصيت شود وايشان را منصرف گرداند . واگر مانع نشود به اختيار ، مرتكب معصيت شده اند وخداوند ايشان را مجبور به معصيت نكرده است . ودر مقام احتجاج خداوند پيروز است چه آنان را بخير وشر وسود وزيان واقف ساخته وقدرت انجام وترك كارها را به آنها عطا فرموده است . وناگفته نماند كه اين روايت معناى فاضل استرآبادي را هم تأييد مىنمايد .