تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
اينكه ما در عين اختيار مجبور بر اختيار هستيم . اين بود خلاصه تقرير مرحوم خواجة لكن تطبيق روايات واخبار أهل بيت عليهم السلام با اين معنى خالى از اشكال نيست . " ج " - معنايى است كه " فاضل استرآبادي " ( 1 ) براي امر بين الامرين بيان كرده وخلاصه‌اش اين است كه : اينطور نيست كه بندگان هر چه بخواهند ايجاد كنند وهيچ شرطي جز اراده خودشان لازم نباشد بلكه وجود وعدم افعال ايشان متوقف بر اراده تازه اى است كه به تخليه يا صرف تعلق مىگيرد يعنى اضافه بر اراده بندگان در صورتي كه خداوند بين بنده وفعل تخليه كند ، به عبارت ديگر أو را با اراده خود وا گذارد ومانعى ايجاد نكند فعل واقع مىشود . وچنانچه أو را به خود وا نگذارد بلكه وى را منصرف از انجام فعل سازد فعل موجود نشود . ودر بسيارى از اخبار وارد است كه تأثير سحر موقوف به اذن پروردگار است . وگويا سرش اين است كه هيچ طاعت ومعصيت وهمچنين هيچ فعل طبيعي در جهان واقع نمىشود مگر به اذن جديدى از ناحية پرودگار . بنابراين هر حادثى متوقف بر اذن خداوند است لكن نه مانند توقف معلول بر سبب وعلت ، بلكه مانند توقف معلول بر شرط .
هامش
( 1 ) " محمد بن علي بن كيل استرآبادي " از فقهاء ومتكلمان وعباد وزهاد وثقات طايفه اماميه است از ساكنين عتبه عليه أمير المؤمنين بوده سپس مجاورت بيت الله الحرام را اختيار كرده ودر مكة معظمه بسال 1018 يا 1016 بدرود زندگانى گفته است مؤلفات مفيدى دارد از آن جمله كتاب رجال مسمى به منهج المقال وكتاب آيات الاحكام مىباشد وتسميه جدش بكيل از خصايص فاضل تفريشى است ديگران نام جدش را إبراهيم ياد داشت كرده اند مرحوم مجلسي ( ره ) در عداد كساني كه ولى عصر را ديده اند ميرزا محمد استرآبادي را نام برده وحكايتى در اين زمينه از وى نقل كرده كه خلاصه‌اش اين است كه استرآبادي گفته شبى هنگام طواف خانه خدا جوان نيكو منظرى آمد ومشغول طواف شد وقتي كه به من نزديك شد يك شاخه گل سرح در غير موقعش به من داد گل را از وى گرفتم بوئيدم گفتم آقاى من از كجا آمده اى يا اين گل را از كجا آورده اى فرمود از خرابات سپس از نظرم پنهان شد . صاحب قاموس وجز أو گفته‌اند كه خرابات از جزاير مغرب از بحر محيط مىباشد كه از آن جمله جزيره خضراست ونظر به اينكه مرحوم مجلسي از استرآبادي تعبير به سيد مىكند معلوم مىشود كه استرآبادي از سادات وهاشميان است ولى بعضي سيادت وى را انكار كرده ومعتقدند كه اين لقب بمناسبت اين است كه از طرف مادر منسوب به أهل بيت بوده وبه همين مناسبت هم بوى ميرزا مىگويند .