" امام " : نگاه كن پيش رو وبالاى سر خود وآنچه بيني بازگوى .
" هشام " : آسمان وزمين وخانهها وكاخها وكوهها وتل ها وجويهاى آب
مشاهده مىكنم .
" امام " : آن خدائى كه توانائى دارد اين ديدنيها را در كاسه چشم تو كه
به اندازه يك عدس كوچكتر است جاى دهد توانا است كه تمام جهان را در تخم
مرغى جاى دهد بدون اينكه هيچ يك از آن دو تغيير نمايند .
هشام خود را به روى دست وپاى امام انداخت وسر ودست وپاى امام را
بوسيد وعرض كرد فرزند پيغمبر همين اندازه از بيان براي من كافى است . از مدينه
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: سيد أحمد صفائي
ص١٥٨