اينكه گويند قمر گرد زمين مىگردد * گرد خورشيد زمين نيز چنين مىگردد
گو چرا اين پى آن ، آن پى اين مىگردد * راستى خاطر از اين نكته ظنين مىگردد
شمس اگر جاذب كل است چرا ؟ ! * گرد خود مى ندواند همه را
4 - " علامه مجلسي " قدس سره در جلد دوم بحار الأنوار در باب قدرت
واراده از عده اى از أصحاب اماميه روايتي از " هشام بن الحكم " آورده است كه ما ترجمه
آن را براي خوانندگان محترم مىنگاريم :
" عبد الله ديصانى " ( 1 ) نزد " هشام بن الحكم " آمد وگفت : آيا تو قائل
بوجود پروردگار مىباشى ؟
" هشام " : آرى .
" ديصانى " : آيا خداوند توانا است ؟
" هشام " : آرى توانائى است كه فوق تمام تواناهاى جهان است .
" ديصانى " : آيا پروردگار مىتواند تمام موجودات جهان را در تخم مرغى
جاى دهد بدون اينكه تخم مرغ بزرگتر يا موجودات جهان كوچكتر شوند ؟
" هشام " : مرا مهلت ده .
" ديصانى " : يك سال به تو مهلت مىدهم .
" هشام از منزل خود به منظور تشرف به خدمت امام صادق ( ع ) آهنگ مدينه
كرد پس از ورود به مدينه از امام صادق ( ع ) اجازه خواست . امام وى را بار داده
شرفياب محضرش شد . داستان سؤال ديصانى را به عرض امام رسانيد . وعجز خود
را از پاسخ اظهار كرد ، وعرض كرد تكيهگاه من در مشكلات علمي خدا وشما هستيد ،
آمده أم از شما پاسخ مسأله را استفاده كنم .
هامش
( 1 ) " ديصانيه " گروهى از ثنويه هستند كه پيرو " ابن ديصان " وقائل به دو أصل قديم
مى باشند وظاهرا شخصي كه با امام مناظره كرده دهري ومادي بوده وأساسا اعتقاد بوجود خدا
نداشته است بنابر اين از پيروان ابن ديصان نيست وممكن است كه نسبتش " به ديصان " به اعتبار
اين جهت باشد كه از أهل " ديصان " يعنى ساكنين نهرى كه مسمى " به ديصان " است بوده است
ورئيس ديصانيه را هم به همين مناسبت كه در حوالي آن نهر متولد شده ابن ديصان ناميده اند .